به قول خاله ام شهر باران و بی آبی!!! تصور کنید در این گرما و هوای شرجی که حداقل آدم روزانه به دوبار استحمام(بدون خروج از منزل۱) احتیاج دارد الان حتی از شستن دست هم عاجز است!!! ساعت ۸ شب با اداره آب تماس گرفتیم.تمام منبع و ابهایی که ذخیره کرده بودیم تمام شده بود.(قطعی آب هم بدون اطلاع قبلی بود) گفتند نیسماعت دیگر وصل میشود! الان ۲:۳۰ ساعت گذشته و هنوز وصل نیست. ** مسافرت نرفتم!!!تصور کنید از ساعت ۷ تا الان چند تا اتفاق افتاد! لباسی که میخواستم بپوشم آماده نبود. یعنی تو این چند روز که فقط یه وعده غذا خوردم(در واقع فقط روز دوشنبه که با دوستانم بیرون بودم تونستم غذا بخورم) کمی سایزم تغییر کرده بود و لباس... بردم درستش کردم. بعد لنزم در آخرین لحظه پاره شد!!! منم بدون عینک یا لنز دیدم تاره و اذیت میشم! باز گفتم ایراد نداره.. رز لبی که همرنگ لباسم بود شکست!!! باز کفتم ایراد نداره! چمدونم و بستمومانتو پوشیدم اومدم روسری بذارم دیم به به تب خال زدم به اندازه سکه ۲۵ تومنی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دستهامم که پریروز زیر نور آفتاب نصفه سوخته بود(یه دست هم نیست تا آرنج دست راستم به شدت سوخته و دست چپم نصفه سوخته!!!) خلاصه دیدم مثل اینکه هیچجوری صلاح نیست من برم. زنگ زدم به دوستم و عذر خواهی و نرفتم! مامان و بابا اعتقاد داشتن حتما باید برم. خواهرو برادرم میگفتن حالش خوب نیست نباید بره چون بهش خوش نمیگذره باعث بد حالی بقیه هم میشه! خودم هم نمیدونستم واقعا میتونم با جمع همراه بشم یا دژرسیم به اونها هم سرایت میکنه(مث امروز سر کار!) خلاصه نرفتیم... این شد سه عروسی در طی دو هفته اخیر که دعوت داشتم و نرفتم... دل و دماغ جشن هم نیست. هموطنان تهرانیم هر روز زیر فشار و حکومت نظامی و گلوله و اینجا ما .... (ببخشید باز شخصی شد.به زودی فکری برای احوالات شخصیم میکنم!) 2- نیم تنه ندا آقا سلطان در 25 جولای در سانفرانسیسکو پرده برداری میشود .متن زیر توسط مجسمه ساز که این اثر از اوست نوشته شده: Neda has become known
as The Angel of Iran, The Angel of Freedom. I was so saddened by the senseless
murder of this lovely young woman that I wanted to turn the pain I felt into
art. So I sculpted this life size bust of Neda and when it is cast in bronze I
hope it can help to memorialize this Angel of Iran. The Iranian government
banned Neda’s family from even having a memorial for her. However, you will not
be forgotten Neda. It is my prayer that countries around the world will hold
memorial services for this Angel of Freedom Paula B.
Slater http://www.paulaslater.com/Slater/Sculptor/WorksInProgress.htm 3- مهندس میرحسین موسوی رییس جمهور منتخب و قانونی ایران با اهلی رسانه و مطبوعات دیداری انجام داد که متن گزارش آن را میتوانید در ادامه مطلب بخوانید پیام مرجع عالیقدر حضرت آیةالله سید علی محمد دستغیب در حمایت از بیانات روشنگرانه حضرت آیة الله هاشمی رفسنجانی رادر ادامه مطلب بخوانید
من مجددا دارم به یک سفر یک روزه میرم..البته امشب میرم و جمعه برمیگردم.. اما نمیدونم کی میتونم اینجا رو به روز کنم!جمعه یا شنبه!؟ دلیل سفرم عقد کنان صمیمی ترین دوست دوران دانشگاه است که امروز با تهدید" نه من نه تو اگه نیای!" مجبورم در جشنش حضور داشته باشم..شرایط روحی مساعدی برای شرکت در جشن ندارم اما نمیتونم در شادترین لحظه دوستانم همراهیشون نکنم منی که در لحظات زیبای دوستیشون همیشه همراهشون بودم . امیدوارم همه انسانهای عاشق مثل این دو دوست عزیز و عاشقم به وصال هم برسند و همه خوشبخت بشن. با اجازه از شما خداحافظی میکنم. دعا کنید تا رسیدن به مقصد(8 ساعت مسیر) بتونم روحیه ام را تغییر بدهم حتی برای چند ساعت! در ضمن امروز این شعر رو زیر لب زمزمه میکردم بدم نیامد اینجا بنویسم: تنها تو را ستودم آنسان ستودمت که بدانند مردمان محبوب خوب چهره من بس ستودنی است! به راستی چشمها را باید شست جور دیگر باید دید! سالها نگاهمان به انسانهای انقلابی بد بود.. سالها همه را سر و ته یک کرباس می دانستیم..این روزها برایمان چیزهای دیگری نمایان می شود. زندانیان سیاسی این روزها نه از مخالفان نظام که از بنیانگذاران نظام هستند! نامه فرزندان بهزاد نبوی چیزی را به من آموخت.. یک مبارز همیشه مبارز است. بهزاد نبوی در جوانی با رژیم شاه مبارزه کرد..در کنار مردم بود و از میان هزاران ایده و دیدگاه آن زمان ایده اسلامی را انتخاب کرد. درست است که ابتدای انقلاب همین ها باعث انحراف نسبی انقلاب از مسیر چند صدایی به تک صدایی شدند اما از میانه راه انشعاب پیدا کردند و ما نخواستیم چشمهایمان را بشوریم! نبوی آن زمان جوان بود و به دست ساواکیان شکنجه می شد و مبارزه میکرد. وامروز پیر و بیمار به دست کسانی که هیچ سهمی در انقلاب نداشتند شکنجه می شود اما هنوز مبارز است..و فرزندانی دارد که با تمام غم فراق پدر و نگرانی برای سلامتش اما شجاعانه میگویند مبارزه باید ادامه داشته باشد متن نامه فرزندان بهزاد نبوی را در ادامه مطلب بخوانید (متن گزارش را در ادامه مطلب بخوانید) سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) در سومین بیانیه خود پس از کودتای 22 خرداد با تاکید بر لزوم پی گیری جنایات کودتاگران، از پیشنهاد تشکیل جبههای ملی و فراگیر استقبال کرده و برگزاری رفراندومی در مورد دولت برآمده از کودتا را آغاز مسیر احیای مشروعیت از دست رفته حاکمیت دانسته است. متن کامل این بیانیه به شرح زیر است: دکتر ایرج فاضل، رئیس فرهنگستان علوم پزشکی، استاد دانشگاه شهید بهشتی، وزیر سابق فرهنگ و آموزش عالی و وزیر اسبق بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، با صدور اطلاعیهی شدیداللحنی به اوضاع پیش آمده بعد از کودتای انتخاباتی اعتراض کرد و خواستار آزادی زندانیان و توقف روند سرکوب شد. متن این نامه در پی میآید: سایت رسمی آیتالله هاشمی رفسنجانی امروز با انتشار بخشی از خاطرات مربوط به سالهای مبارزه و مجاهدتهای هاشمی رفسنجانی در آن روزگاران، پاسخی روشن به سخنان اخیر رهبری داد. هاشمی با منتشر کردن این خاطرات اعلام است که ترس در نظر او بیمعناست و برای هر نسلی امتحانی در راه است. وی در این متن از مسائل مرتبط با اجتماع و مردم به عنوان مهمترین " آزمونها" نام برده است. متن کامل این خاطره به شرح زیر است: حوصله نوشتن اخبار را ندارم.. با اینکه یک ماه وبلاگم راهمگام با جنبش سبز پیش بردم اما امروز.... گریزی زدم به دلتنگی. اول میخواستم بروم در وبلاگهای سابقم بنویسم و اینجا را خراب نکنم اما......بر من ببخشایید این گریزهای گاه به گاه دلتنگیهایم را! چند شب بی خوابی.. چند شب چشمان گریان که مدتها بود اشک را به خودشان ندیده بودند آن هم به این شدت! بازگشت به گذشته... به تمام سالهایی که اصولی داشتم و هنوز دارم.. اصولی که خودم با راهنمایی پدرم در مسیر انسانی زندگی کردن برای خودم انتخاب کرده بودم. تا جایی که میتوانستم از خصایص بد انسانی دوری کردم و تا جایی که توانستم سعی کردم که به یدیها کشیده نشوم و لجن مال نشوم! به دانشکده برگشتم.. به روزهای سخت و تنفر آورش.. به تمام روزهایی که نوید دوست خوب آن زمان! دائم به من ایراد میگرفت که نباید انقدر خوش قلب باشم در جایی که همه بدن... و میخندید وقتی میگفتم :"همه آدمها خوبن حتی بدترینشان!" و می گفت :"تو هیچ وقت آدم نمیشی"!! به روزی برگشتم که یکی از همان نامردهای دانشکده وارد جمع ما شد و اولین کسی که با روی باز او را تحویل گرفت من بودم و چشمان حیرت زده دوستان که باز این مرمر ..... ! به دوسال پیش برگشتم که وقتی فهمیدم یکی از دوستانم تا توانسته پشت سرم حرف زده و نهایتش بازی کردن با آبروی من بود و انتشار اخبار دروغ در مورد من که بقیه دوستان از من خواسته بودن قید او را بزنم و فراموشش کنم اما گفتم : "نه اون دوست منه..ااگه چیزیم گفته مهم نیست!" و چقدر همه سرشان را به نشانه تاسف برایم تکان میدادند! به چند ماه پیش برگشتم که مسایل به وجود آمده اش باعث شد من به تمام آن گذشته ها واصولم با تردید نگاهی بیندازم و بنویسم من تا صبح بیدارم را! و امروز در جاده باز از آن روزهایی بود که دلم میخواست فریاد بزنم... با عزیزی صحبت میکردم گفتم :"تا امسال هرگز به گذشته ها این طور نگاه نمیکردم.. هیچ وقت گذشتهام رو غلط نمیدونستم. اصلا از واژه گذشت استفاده نمیکردم چون بدم میومد. خیلی از دوستام به من میگفتن مدیونتیم و من عصبانی میشدم چون کارهایم را دلیلی برای مدیونی دوستان نمیدانستم تا امسال و همان متنی که نوشتم"... از همان زمان آغاز شد..از همان زمان احساس کردم من خوبی میکنم و بدی میبینم. از همان زمان کارهای گذشته ام برایم نمود بخشش و گذشت پیدا کرد. باز سعی کردم به آن اخلاق فخر نفروشم.. اما انگار هر چه میگذرد بر عکس میشود.و من را ناراحت میکند!بیزار می شوم از اینکه یم اخلاق زشت غیر انسانی به واسطه رفتارهای متقابل دیگران در من در حال ریشه دواندن است! یادش بخیر یکسال پیش همین روزها بود که من متحول شده بودم. با دیدن کابوسی به آغوش نماز پناه برده بودم و فقط به سعیده ...و چند وقتی بعدش به مهدی گفتم...برای اینکه این دو را سرشار از خلوص میدانستم... چقدر نمازهایم را دوست داشتم... هیچ وقت آنقدر نزدیک به خدا نبودم.. در عمرم هیچ وقت انقدر عاشق نماز نبودم... و این عشق بیشتر و بیشتر میشد تا به اوجش در ماه رمضان رسید... اما حالا مدتهاست دوباره دور شدم از نماز... و جدیدا حتی بیزارم از نماز!! بعضی شبها میگویم میخوانم سجاده قرمزم را باز میکنم سرم را بر آن میگذارم بدون هیچ حرفی و ذکری و بعد بلند میشوم..همین! و حالا حتی دلم سجاده ام را هم نمیخواهد از آن هم بیزارم... دیروز در کنار چند دوست عزیز به دریاچه تار سفر داشتیم.. فرصت برای خلوت کردن با اب برایم کم بود.. چند دقیقه ای بیشتر دور از جمع نبودم و همان چند دقیقه تا توانستم با دریا و آفتاب حرف زدم اما... جدیدا به این نتیجه رسیدم "از خودم بیزارم"... از خودی که هیچوقت به فکر خودش نبود و نیست!از خودی که قول داده بود به خودش فکر کند و نکرد! امروز با بسیاری از دوستانم خداحافظی کردم موقت یا دائم!!! امروز برای بسیاری از دوستانم دد لاین گذاشتم... از این دد لاینها فقط یک نفر رد شده بود و حذفش کردم! اما این بار بعضی از دوستان خیلی عزیزم را گذاشتم دردد لاین... بی آنکه بدانند!!! میخواهم تنها شوم. تنها ترین تنهایان حتی بدون خدا!! خسته ام از این همه آدم دورو بر که هر کدام.... شاید اگر تنهایی را انتخاب کردم دیگر اینجا هم ننویسم... بروم در پیله ای که تا امروز با تنیدنش مبارزه کردم..اما انگار بهترین چیز است برای آدمهایی مثل من... فقط برای اینکه بیش از این خودم را آزار ندهم!!! خیلی ببخشید مثل اینکه نگرانتون کردم.. در یک مسافرت چند روزه هستم که دسترسی به نت ندارم این لحظه هم خدا از آسمان برام نت ارسال کرد! دلم برای خبر رسانی اون هم بعد از اون نماز جمعه دیدنی تنگ شده اما ببخشید فکر نمیکردم دسترسی نداشته باشم! نماز جمعه نرفتم بدلیل فشار خون بالای مادرم. همان یک بار نگرانی برایش بس بود! خبرهاش رو شنیدم هم خوشحال شدم و امیدوار هم ناراحت از اینکه حتی این جمعیت بی ریارو نتونستن تحمل کنن وباز به مردم حمله کردن اینجا صدای الله و اکبر به آدم امید میده.. کاش شهرستانها هم.................................. از چهارشنبه مجددا در خدمت شما هستم! از لطف همگی ممنونم. به نام خدا و با تقدیم سلام متقابل از آنجاکه اکیداً پاسخ به دعوت همدلان و همراهان در راه صیانت از حقوق مشروع زندگی آزاد و شرافتمندانه را بر خود واجب می دانم، روز جمعه مورخ 26/04/88 در میان صف های شما حاضر خواهم شد. تمسک به حبلُ المَتین ایمان و قرار گرفتن در حِصن امن الهی که این دعوت شما متضمن آن است بهترین طریق وصول به آزادی های به ناحق مسلوب شده از ماست. با تقدیم احترام برادر شما میرحسین موسوی 24/ 04/ پشتش صحنه تیر اندازی مجلس لولاگر را از زاویه دید دیگری دیدم همان تیر اندازی که خیلی ریلکس مستقیما به مردم شلیک میکرد. و امروز شنیدیم که یکی از همان تیرها بر سر جوان ایرانی دیگر نشسته بود واو هم به دنبال ندا و سهراب رفت.. یعقوب بود و صبرش بیشتر ! نمیدانم امام زمانی که سر لشگر فیروز آبادی به او نامه داده و گفته بسیج اسلحه نداشته این فیلم را دیده؟! راستی او که عالم به همه چیز است نیازی به این فلیمها ندارد خودش میبینید. حتی چهره این ها را میشناسد..چرا ساکت است؟! چرا رسوایشان نمیکند(هرچند باور داریم رسوا شده اند!) بعد از دیدن این فیلم فیلم دیگری دیدم که درست بعد از شلیک گلوله توسط یک لباس شخصی به مغز پسر جوانی گرفته شده بود.. خونی که میریخت داغ داغ و سنگفرش خیابان را قرمز قرمز کرده بود! بعد از آن فیلم سه قسمتی از حمله لباس شخصی ها به کوی دانشگاه را دیدم. داغ تصاویر 18 تیر در دلم زنده شد .. مسیرهایی خونی ،درهای شکسته.. اتاقهای سوخته دانشجویان کتک خورده.. دردناک ترین صحنه دانشجویی بود که از شدت درد به خود میپیچید! سپس خواندن مطلب اجساد شهدا که واقعا رعشه بر تن میانداخت و بعد خواندن مطلبی در مورد ترانه موسوی... دختر جوانی که در مسجد قبا دستگیر شد و از سرنوشتش خبری نیست.. حدس ها و گمانهایی زده شده که دختری با مشخصات ترانه در بیمارستان کرج به بدترین وضع توسط افراد بسیج آورده شده و مجددا برده شده و ثبت هم نشده! میگویند تجاوز دسته جمعی به او صورت گرفته به طوریکه دچار پارگی مقعد و رحم شده...میگویند احتمال دارد او هم شهید شده باشد . ا.ن فریاد نمیزنی به حیثیت یک دختر تجاوز شده ؟ حجاب زن مصری برایت مهم تر از تن دختر ایرانی است که به دست سگهایت دریده شده؟ بعد از همه اینها شنیدن صدای مادر سهراب از شبکه بی بی سی...و یاد اوری رنج اش... عجب صدایی !عجب زنی...چه قدرتی...صدایش حتی نمیلرزید مصمصم تر از همیشه برای ازادی فریاد میزد این بار به خونخواهی سهرابش و شاید دیگر سهرابها...تنها چیز دلگرم کننده امروز همین صدای قوی بود و عزم راسخ این زن... چه دارد دیگر از دست بدهد؟ پس مبارزه میکند به جای ترسیدن.. به جای سکوت به جای پذیرفتن سکوت در قبال فشارهای امنیتی! اما دلگرم کننده تر خبر دیدار موسوی و رهنورد با مادر سهراب بود.. و شنیدن اینکه موسوی گفته نمیگذارد خون این جوانان پایمال شود... اینجا تمام دردهایم اندکی ارام گرفت اگر جوان دادیم و خون دادیم او لایق بود..او تهایمان نگذاشت و نمیگذارد ما هم تنهایش نمیگذاریم. اما قبول کنید این دردهای امروز هیچ جوری قابل تسکین نبود. با دوستان عزیز که انها هم اشفته از این صحنه ها بودند به کنار دریا رفتیم شاید کنار دریا.... دریا هم آرام بود ماه رنگش خونین بود....صدای اب و ... چه چیزها که ندیدیم... و کمی خنده بر لبهایمان آورد و البته دردهای دیگری به من اضافه شد که الان مجال نوشتن در باره آنها نیست. و در نهایت رفتیم کناز ساحل دوست داشتنی ام... ساعت 2 شب بود. میدانستم سال پیش سه ماه تابستان در این ساحل بزمی بود و شادی وشعف.. امشب خبری نبود. از صاحب کافه پرسیدم: پارسال اینجا دیسکو داشتین ما در اومدیم یا ممنوع شده؟ نگاهی به من انداخت و گفت: تهران این همه آدم رو کشتن... من و دوستانم خودمان را زدیم به آن راه و گفتیم: واقعا؟! گفت: مگه بچه تهران نیستید؟ نمیدونید؟ دوستم گفت:چرا اما جه ربطی به اینجا داره؟ گفت: ای خانم تهران شده قتلگاه.. هر روز دارن میکشن! مردم هم دل ودماغ ندارن دیگه کسی نمیاد شمال.. مسافرها کم شدن.. اگر میان هم مث سالهای قبل نیستند. قبلا شبی نبود که ویلا اجاره ندیم امسال هر 8-10 روز شاید یه شب ویلا بدیم...کی حوصله داره؟! نگاهی بهم انداختیم لبخند زدم.. خوشحالم که در کنار ساحل یک کافه چی هم میداند در مملکتش چه میگذرد. و حالا نزدیک صبح است.نزدیک اذان.. بعد از مدتها میخواهم به سجاده سلامی کنم...اشکهایم را بر رویش بریزم و خدایی را صدا کنم که انگار خوابش برده... شاید او هم مثل ما شوکه از این همه وقاحت، این همه ظلم و فساد است.. شاید خدا هم کم اورده در برابر این همه کشتار... این همه دروغ به نام مقدس ترین دینش.. این همه ریا.. این همه لجن و دروغ شاید خدا هم.... در حالی که بسیاری از خانواده های زندانیان در بند همچنان نگران عزیزانشان از این نهاد به آن سازمان و از این زندان به آن دادگاه سرگردان و حیران بازی داده می شوند و هیچ مقام مسئول و غیر مسئولی در کشور حاضر به پاسخگویی به این خانواده های نگران نیست، برخی از خانواده ها را به محل نامعلومی دعوت می کنند و بعد از توجیه و تهدید آنها به آسیب دیدن دیگر اعضای خانواده و همچنین گرفتن تعهد مبنی بر عدم اطلاع رسانی در مورد مرگ فرزندانشان و امضاء اوراقی با اینمضمون که تائید می کنند عزیزانشان بر اثر تصادف و یا دیگر حوادث طبیعی جان سپرده اند جنازه های آنها را تحویل خانواده های داغدار می دهند. به گزارش خبرنگار نوروز به نقل از یکی از این خانواده ها که نخواست نامش فاش شود، وی را به سردخانه ای در جنوب غربی تهران که مخصوص نگهداری میوه و محصولات لبنی بوده است برده اند و آلبومی در اختیارش گذاشته اند که تصویر صدها کشته در آن بوده است تا جنازه فرزندش را از بین آنها پیدا کند. به گفته وی دیدن تصاویر کشته سدها نزدیک به نیم ساعت به طول انجامیده است. همه اینها در حالیست که تمامی مقامات نظامی کشور در هفته های اخیر استفاده از سلاح گرم را در درگیری های تهران رد کرده اند و مشخص نیست این همه شهید و کشته که هر روز تنها نام برخی از آنها منتشر می شود به چه صورت کشته و شهید شده اند. متن نامه را در ادامه مطلب بخوانید این رنجنامه است... اشکهایم را نمیتوانم کنترل کنم از این همه ظلمی که شده.. وای برکسانی که از این حاکمیت دفاع میکنند که لعنت بر آنها... این است حاکمیت اسلامیتان؟کدام اسلام این بود؟ اسلامی که محمد و علی با دشمنانشنان هم این کار را نمیگردند که اینها با فرزنان و مادران این مرزو بوم میکنند کدام اسلام؟ در کجای تاریخ اسلام این جنایت را دیدیم؟ اسلام محمد اسلامی بود که در آن عطوفت بود مهربانی... اسلامی که حتی با شدمنانشان هم با تحقیر برخورد نمیکردند و حالا به نام آنها مردم ایران را تحقیر میکنند کسانی که دفاع میکنید از این دینی که اینها برای ما نشان میدهند. از کارهایشان و جنایاتشان اگر وجدان دارید بخوانید این دردنامه را.. ببینید چطور یک مادر را سرگردان کردند. خدا از شما نگذرد.. خدا از شما نگذرد.. در پی اعلام خبر اینکه امامت این هفته نماز جمعه تهران بعد از مدتها غیبت آیت الله هاشمی رفسنجانی بر عده ایشان است گروهی از حامیان موسوی که تا امروز به طور خودجوش هدایت برنامه ها را برعهده داشته اند طرح حضور سبز در نماز جمعه را ارائه دادند. به این مسئله میتوان از چند جهت پرداخت. ۱- معمولا شرکت کنندگان در نماز جمعه عده ای خاص و معلوم هستند. و اکثریت آنها حامیان احمدی نزاد در حال حاضر به شمار می روند. بعد از مناظرات که همین نمازگزاران و حامیان به شدت از افشاگری های وی در خصوص خانواده هاشمی رفسنجانی استفاده کرده و حتی از وی به عنوان دزدگیر ۸۸ نام بردند .حال این دو سوال مطرح می شود: اگر جناب هاشمی رفسنجانی این همه مشکل داشته در تمام این سالها تکلیف نماز مردمی که پشت سر وی نماز میخواندند چه می شود؟ و سوال دوم: حال که جناب احمدی نژاد افشاگری کرده و حامیانش را مشعوف نموده آیا در نماز جمعه به امامت هاشمی رفسنجانی آیا آنها حضور خواهند داشت؟ و اگر حضور داشته باشند عکس العملشان چه خواهد بود؟ ۲-اما میرسیم به طیف وسعی از مردم که در جنبش سبز شرکت دارند. اینکه در نماز جمعه به امامت رفسنجانی شرکت کنیم ایده جالبی است که خطر حمله هم کمتر است. اما به چه قیمت؟ اولا این یک حرکت خیلی مهم است اگر مردم حضور میلیونی داشته باشند یکی از بی نظبر ترین خطبه های نماز جمعه به نام هاشمی رفسنجانی ثبت می شود و این یک اعتبار بیشتری در برابر افراد دیگر برای وی به را مغان میاورد و تمام زخمهایی که در طی این مدت از جانب جناح حاکم از بالا دست ترین تا پایین دست ترین بر وی وارد آوده التیام میابد. اما آیا ایشان حاضر به هزینه کردن برای التیام زخمهای مردم هستند؟ اینکه آقای رفسنجانی چه خطبه ای میخواند خیلی اهمیت دارد .مطمئنا کسی انتظار ندارد ایشان از تریبون نماز جمعه علیه کسی حرف بزند اما حداقل انتظار مردم این است که او موضع تندتری نسبت به این جریانات و به نفع مردم بگیرد و حداقل بر اینکه انتخابات و دولتش را قبول ندارد تلویحا چیزی بگوید تصور کنید که میلیونها نفر از مردم در این نماز شرکت کنند و سپس ایشان بگوید: بعله انتخابات اندکی مشکل داشت و حالا که شورای نگهبان تایید کرد مردم هم آرامش خودشان را برای منافع نظام حفظ کنند!؟!!! آنوقت آن جمعیت با حضورش در پشت سر او یعنی تایید این مسئله و این یعنی ضربه به حرکت سبز.پس برای دعوت به شرکت در نماز جمعه باید همه جوانب و هزینه ها را درنظر گرفت دومین مسئله مهمی که میتواند در تصمیم گیری مردم برای شرکت در نماز جمعه تاثیر بسزایی داشته باشد اعلام حضور یا عدم حضور موسوی در نماز جمعه است. اگر او حضور پیدا کند مردم بدون هیچ اما و اگری باید حاضر شوند اما اگر او نباشد باید جوانب را در نظر گرفت. و امیدوارم تا قبل از روز جمعه آقای موسوی اعلام موضع کنند و مردم تکلیفشان را بدانند که باید یک نماز جمعه بی نظیر درست کنند یا هاشمی رفسنجانی را در میان انبوهی از دشمنان تنها بگذارند. می گویند: سایت وبگذر که امکانات رایگان وبلاگی در اختیار کاربران میگذارد وابسته به یکی از ارگانهای خاص است که اطلاعات وبلاگها را در اختیار آن میگذارد. پس لطفا تمامی امکاناتی که از وبگذر در وبلاگهایتان قرار دادید نظیر آمار بازدید،نظر سنجی و .... بردارید. می گویند:فردا تشییع جنازه سعراب است.. شرکت برای عموم آزاد! شنیدیم مراجع گرامی از وزارت خارجه و دولت ایران خواسته اند که در مقابل کشتار مسلمانان چین موضع بگیرد! واقعا سکوت مدافع دائمی مسلمانان جهان! در برابر این کشتار چه معنایی دارد؟!!!! و چه عجب علما سکوت را شکستند. بلاخره مسلمانان چین از جوانان وطن مهمترند! هرچی میگذره بیشتر ایمان میارم که ما مسلمان نیستیم و خودمان خبر نداریم! (البته من سکوت مراجع را در این مدت عدم حمایتشان از مردم نمیدانم ولی...) بیانیه محسن رضایی را دراینجا بخوانید یک متن بلند بالا نوشته بودم که به لطف سرعت پایین نت به واسطه لطف و مرحمت دولت کریمه بلاگا برای مدتی قطع شد و اون مدت هم درست در لحظه ارسال متن بود و من هم که عادت به کژی کردن ندارم متنم تمام پرید. امیدوارمب تونم فردا بنویسم مجدد! رستم بزرگ یادت میاید وقتی خنجر بر پهلوی پسرت زدی و وقتی بازوبند پهلوانیت را بر بازویش دیدی فریاد زدی و نوشدارو خواستی؟ یادت میاید جگرگوشه ات در دستانت بود و شاه زمان نوشدارو را به تو نرساند تا مرگ فرزندت را ببینی؟ رستم جان، تراژدی تو و سهراب را افسانه میخواندند.. حقیقت داشتی یا افسانه بودی ؟ نمیدانم! اما میدانم افسانه ات! این روزها به وفور دیده می شود. فرزندان این مرزو بوم به دست پدرانی در این مرزو بوم پهلو دریده و سینه شکافته می شوند. نوشدارویی هم فرستاده نمی شود و میگذارند تا پدران و مادران مرگ فرزند را ببینند! سهرابت را خودت کشتی و سهرابمان را حافطمان امنیت ملی! سهراب تو جوان بود و سهراب ما جوانتر! سهراب تو به جنگ آمده بود و برای پیدا کردن پدر! سهراب ما اما برای صلح آمده بود و پیدا کردن رای اش! آه رستم! رستم دستان ! میبینی که به جای تو چه پهلوانانی نشسته بر اریکه قدرتند؟! پهلوانی تو از خودت بود و پهلوانی اینان به لطف سلاحهایشان..تو خود بودی و یک گرز! و اینان سر تا به پا مسلح! سهراب تو هماوردت بود و جوانیش بر تو میچربید و همین تو را وادار کشتن ناجوانمردانه اش کرد. و سهراب ما بی دفاع بود تنها سلاحش شاید مچ بند سبز بود. و سکوتش آنچنان می چربید که ناجوانمردانه تیر به او گشودند . آه رستم...پهلوان نامی ایران! تو هم اگر بودی خم می شدی از این همه ظلم و جور. آه رستم... میبینی ایرانی که تو ساختی و کسی یارای نزدیکی به آن نداشت چه طور به خاک وخون کشیده اند؟ آه رستم... به خون خواهی چند جوان ایرانی رفته بودی یادت میاید؟ بیا و ببین خون جوانانت را میریزند و کسی نیست که خونخواهشان باشد! آه رستم...نوشدارو میخواهم برای مرگ سهراب و سهرابها... این بار میدانم نوشدارو بعد از مرگ سهراب کارساز است چندین سال پیش در روزی از روزها اخبار تلویزیون صحنه ای از مرگ پسرکی بی پناه در آغوش پدرش در سرزمین فلسطین به دست غاصبان صهیونیست نشان داد. صحنه ای که دل هر بیننده ای را به درد می آورد. از آن روز انتفاضه جدید فلسطین شکل گرفت. چند وقت بعد بر روی یکی از دیوارهای بزرگ شهر تهران صحنه مرگ آن پسر که نامش محمد بود به تصویر کشیده شد که همیشه یادمان باشد آن صحنه درد ناک را. دو سال پیش ناگهان صهیونیستها به جنوب لبنان حمله کردند و در 33 روز لبنان را نابود کردند زنان و مردان بسیاری کشته و آواره شدند! شبکه های خبری ایران صبح ، ظهر و شب صحنه های این جنگ را نشان میداد و قلبمان جریحه دار میشد از این همه ظلم چند ماه پیش جنگ 22 روزه ای بین حماس و اسراییل در گرفت که این بار تمام جهان علیه اسراییل موضع گرفتند و او را ناچار به عقب نشینی کردند. شبکه های ایران باز تصاویر درد اوری از کشتار و شهادت مسلمانان فلسطینی به ما نشان می داد و باز قلبمان ریش می شد از این همه کشتار... در تمام این جریانات دولت ایران و سران آن اولین کسانی بودند که به شدت این کشتارها را محکوم میکردند و علیه آن موضع میگرفتند از راهیمایی های متعدد تا تجمع در برابر سفارتهای دیگر کشورها برای اینکه آنها از متحدین اسراییل بودند! در تمام درگیری بین اعراب و اسراییل ایران اویلن مداخله کننده و اعتراض کننده بود و اگر کسی می گفت به ایران چه ؟ جواب داشتند که ما مسلمانیم و برادران دینی ما را میکشند. و به نوعی حق خود میدانستند که دخالت کنند دیروز بعد از نماز جمعه تشییع جنازه نمادین برای زنی مصری که در کشور آلمان به دست نژاد پرستان به شهادت رسید به راه انداختند! وزارت امور خارجه سفیر آلمان را احضار
کرد و برای مرگ این خانم از آنها توضیح خواست؟!! نمیدانم چه
ربطی به کشور ایران دارد؟! ایا مصر خودش نمیتواند پاسخ بگیرد؟ این مداخله
نیست؟ عکس آن دختر را در وبلاگهایشان قرار داده اند و به او میگویند بانوی مصری! و حالا آن روی سکه: 22خرداد به بعد تهران و دیگر شهرهای بزرگ کشور شاهد درگیریهای انتفاضه وار بین ایرانیان با هم بود. بین ایرانیانی که حقشان را میخواستند و کسانی که حق آنها را خورده بودند. بین ایرانیانی که به تقلب گسترده انتخابات اعتراض مسالمت آمیز داشتند و جواب سکوت و اجتماع میلیونی مستحکمشان آتش های گلوله بود که به قلب یکایکشان فرود میامد. در این میان بسیاری کشورها از حکومت ایران خواستند که خشونت علیه مردم خودش را قطع نماید!(ایران همیشه از جامعه بین الملل میخواست که جلوی خشونت اسراییل را در برابر مسلمانان فلسطینی بگیرد) پاسخ این حق طیعی دیگر کشور ها از سوی مسئولین حکومت ایران این بود: مداخله نکنید! و نسبت دادن مردم عزیزمان، مردم میهن پرستمان به شبکه های خارجی!!!!! و دست داشتن دیگر کشورها در این اعتراضات آرام.. شاید تنها دست داشتن آنها حمایت دلگرم کننده شان از مردم ایران بود که تا همین دیروز اگر میگفتی ایرانی هستی به تو به چشم یک تروریست نگاه میکردند و امروز همه مچ بند سبز بر دست میبندند و به ایران و ایرانی احترام میگذارند! به مردان معترض ما لقب اغتشاشگر دادند و آنها را در زیر شکنجه وادار به اعتراف نمودند و به زنان ما لقب فاحشه! و هرزه! صدها صحنه کشته شدن پسری بی دفاع اتفاق افتاد اما تلویزیون ایران نشان
نداد! هیچ کس از آن مرد بی پناهی که در خیابان جناح کشته شد نقاشی بر
دیوار شهر نکشید. دختران ما گلوله خوردند و به خون غلتیدند و اجسادشان را به زور میلیونها تومن پول به خانواده هایشان با هزاران تهدید و ارعاب دادند و خانواده آنها را از هر گونه بر گزاری مراسم اعم از خاکسپاری ، ترحیم و... منع کردند واقعا چقدر این تضادها درد آور است! ندای عزیزی که به خون افتادی ، دختران عزیز دیگری که نامتان را نمیدانیم اما میدانیم که گلوله سینه تان را شکافته شما به اندازه بانوی مصری هم برای این حاکمان ارزش نداشتید شما فاحشه هستید چون پرده آزادی خواهیتان را دریدند! شما همان خس و خاشاکی بودید که میلیونها خس و خاشاک دیگر به شما افتخار میکنند بگذاریم اینها برای مصریها و فلسطینیها به سوگ بنشینند!! بگذارید ادعا داشته باشند که هر جا مسلمانی کشته شد ما باید اول از همه اعتراض کنیم اما این در مورد مسلمانان چین صادق نیست!!!!میدانید چرا؟ چون حکومت دیکتاتوری چین چیزهایی به ما میدهد که مسلمانانش نمیدهند! آری حاکمان ما ید طولایی در دفاع از هر مسلمانی دارند اما فکر میکنم تمام این شهدای ما غیر مسلمان بوده اند! اما یادمان باشد از خون سیاوش های این سرزمین هزاران گیاه میروید به ساعت گیاهی از آن خون برست جز ایزد که داند که آن چون برست ... همه شهر ایران کمر بسته اند ز کین سیاوش جگر خسته اند سازمان مجاهدين انقلاب با صدور جديدترين بيانيه خود نسبت به ادامه بازداشت فعالان
سياسي و ساير دستگير شدگان اخير اعتراض كرد. فتاوای بسیار مهم آیت الله منتظری که در سایت رسمی محسن کدیور موجود است را میتوانید در ادامه مطلب بخوانید. برای نظر دهی میتوانید به چند پست پایینتر که نظرخواهی آن فعال است مراجعه نمایید از دیگر دوستان وبلاگ نویس میخواهم که این نامه ها و بیانیه ها را در وبلاگهایشان بگذارند. هرچه بیشتر گذاشته شوند به حرکت سبزمان بیشتر کمک کرده ایم. ایمیلی به دستم رسید که دلم نیامد اینجا نگذارم. بعضیها واقعا برای زمانشان زود بودند! یا شاید دیگران دیر بودند! مصدق یکی از آن بزرگانی است که قدرش را ندانستند. اگر راه مصدق ادامه میافت امروز... ادامه مطلب را بخوانید برای نظر گذاشتن به سه پست پایینتر مراجعه نمایید به ادامه مطلب مراجعه نمایید متن بیانیه نخبگان ایران را در ادامه مطلب بخوانید جبهه ملی ایران نیز به جمع معترضین به کودتا پیوست متن کامل بیانیه را میتوانید در ادامه مطلب بخوانید: ۱۸ تیر هم تمام شد. با گذشتن این روز و اخبار رسیده از شاهدان عینی که خبر از حضور گسترده مردم میدانند و صد البته هجوم وحشیانه گارد و نیروی انتظامی و لباس شخصی ها ! کمی آرامش و چندین برابر امید به بسیاری از مردم تزریق شد! دیروز با تمام خوبی ها و بدیهایش و البته موفقیت مردم(حتی اگر بزنند و ببرند و بکشند مردم دیروز پیروز میدان بودند!) تمام نشده بود که لباس شخصی ها که انگار اگر به تمام خوابگاهها حمله نبرند آرامش نمیگیرند این بار خوابگاه های دانشگاه امیر کبیر را مورد هجوم و یورش وحشیانه شان قرار دادند! هنوز خبری از تعداد مجروحین، باز داشت شدگان و احتمالا کشته شده ها جایی انتشار نیافته اما میدانیم که این افراد هر شب باید در خون ، خود را بشویند! باز هم یک جنایت دیگر ثبت کردند. آن هم در دهمین سال ۱۸ تیر. اگر همان ده سال پیش برخورد قاطعی با لباس شخصی ها و جانیان انجام می گرفت بی حرمتی به دانشگاه و خوابگاه انقدر راحت نمی شد که در یک ماه ۵ خوابگاه مورد یورش قرار بگیرد. حمله به خوابگاه اگر در سال ۷۸ قبحی شناخته شده بود حالا افتخار کودتا چیان شده! و این افتخار را باز هم تکرار می کنند! قبلا می پرسیدم وقاحت تا چه حد؟ اما اینها حد وقاحت را چنان کنار گذاشته اند که دیگر این سوال بی معناست! دائم اعلام میکنند لباس شخصی ها را نمی شناسند! و یا کسانی که در ۲۵ خرداد و ۳۰ خرداد که لباس بسیجی داشتند و شلیک میکردند را عده ای اعلام کردند که وارد بسیج شده اند تا از لباس بسیج سواستفاده کنند! و یا مجلس هم کمیته ای برای تحقیق و تفحص! !حمله لباس شخصیهابه خوابگاهها در طی یک ماه اخیر و مجتمع های مسکونی اعزام کرد! جالبتر اینجاست تا وقتی مردم به این لباس شخصیها حمله نمی کنند اعلام میشود عناصر مشکوک! و سو استفاده کنندگان!! اما تا مردم به یکی از این نیروها حین حملاتی که او انجام داده از خود میکنند و مطمئنا در دفاع بی دفاع چند لگد و مشت چیز حداقلی است! تلویزیون و نیروی انتظامی و سپاه و بسیج دست به دست هم داده و مردم (همان همیشه در صحنه) را اغتشاشگر خطاب میکنند و دائم تصویر همان لباس شخصی در حال لگد خوردن را نشان میدهند و میگویند: نیروی بسیج؟!!! و حالا باز این سوال ایجاد می شود: دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس؟ هزاران جنایت توسط لباس شخصی ها رخ داده است. لباس شخصی هایی که حاکمیت در ظاهر آنها را نمی شناسد! و در باطن به شدت آنها را تغذیه میکند. لباس شخصی هایی که حتی گاهی نیروی انتظامی هم یارای مقاومت در برابر آنها را ندارد. لباس شخصی هایی که خودشان به تنهایی می توانند دستگیر کنند،بزنند، شکنجه کنند، بکشند. واقعا این چه نوع حکومت و دولتی است که نیروی انتظامیش از یک نفر دستور میگیرد. سپاهش از نفر دیگر و نیروهای بسیجی و لباس شخصی از کس دیگر!؟ در همه جای دنیا پلیس ضد شورش هست و باتوم زدن هم تقریبا در بسیاری کشورها در مقابل اعتراضات طبیعی است. هر چند نیروی گارد و نیروی انتظامی و سپاه حکومت دیکتاتوری(من حتی واژه اسلامی را به کار نمیبرم چون میدانیم این اسلام نیست) پارا فراتر از وظیفه طبیعیشان گذاشته و باتوم زدنشان به حدی وحشیانه و بی رحمانه است که جای دفاعی نمیگذارد! اما باز میگوییم این وظیفه آنهاست که اعتراضات را کنترل!! کنند! باور دارم آنقدری که لباس شخصی ها مورد نفرت مردم هستد سپاهیان و نیروی انتظامی مورد نفرت نیستند! پس ای کاش قدر این مردم را می دانستند و به جای اینکه بر سرشان باتوم بزنند و ...در مقابل لباس شخصی های بی نام نشان از مردم بی دفاع حمایت می کردند! واقعا تکلیف لباس شخصی ها چیست؟ آنها از نیروی انتظامی مسلح تر، ارجح تر و حتی کاملا حکم مافوق را دارند! اینجاست که آدم دوست دارد تف بیندازد به صورت فرماندهانی که با آن همه درجه و افتخار میادین جنگ زیر دست عده ای شعبان بی مخ چماق دار هستند و از انها دستور میگیرند تف به غیرتتان! غیرتی که در زیر همان مدالهای افتخار خاکش کرده اید! لعنت بر شما که فرماندهیتان را دو دستی به عده ای آدمکش تقدیم کرده اید! دانشجویان در محل امن و آرام خود یا به خواب رفته اند، یا در حال مرور درسهایشان برای امتحان فردا هستند یا دسته جمعی به تحصن چند ساعت قبل خود میپردازند ساعت نزدیک 2 شب است.. درست در همین لحظاتی که من مینویسم... چراغهای اکثر اتاقها خاموش و دانشجویان اماده خوابیدن. ناگهان از درو دیوار انصار حزب الله به همراه نیروی انتظامی وارد ساختمان 21 و 22 میشوند. درهای اتاقها شکسته میشود. بر سر دانشجویان به خواب رفته میریزند و با چماق و پنجه بوکس و زنجیر و کابل به آنها حمله میکنند از صدای فریاد دانشجویان بقیه هم بیدار میشوند. عده ای در اتاقهایشان سعی دارند راه را بر ورود نیروی انتظامی و چماق داران ببندند. میزهای و تختها به دربها میچسبند.اما... نیروی انتظامی با تعداد افراد بیشتری وارد ساختمانها میشود. حالا ساختمانهای دیگر هم مورد هجوم قرار گرفته اند هدف تنها دانشجویان متحصن نیست بلکه همه را میزنند ساکنین اتاقهای طبقات چهار را یا از بالای بالکن با ذکر یا زهرا به پایین پرت میکنند یا آنکه آنها را وادار به خروج از از راه پله میکنند بی آنکه دانشجویان خواب آلوده بی گناه و بی دفاع بدانند تونل مرگ در انتظارشان است اولین دانشجو که پا به راه پله میگذارد ضربات متعدد باتوم برسرش کوبیده میشود/ چهار طبقه! یاد اسرای ایرانی در بازداشتگاههای حکومت بعثی می افتند! آنها اسیر دشمن بودند که اینکونه شکنجه میشدند اینها به چه جرمی؟! از فرق سر یکی خون به دیوار میپاشد تن آن یکی پر از تاول ضربات می شود حمله بی وقفه تا نزدیکیهای اذان ادامه دارد به نماز خانه هم رحم نکردند. قران سوزاندن. دانشجوی جانباز را تا پای مرگ زدند و ناگهان صدای شلیک گلوله سینه عزت ابراهیم نژاد را شکافت او که مهمان بود! گلوله ای دیگر در چشم دانشجویی رفت، بعد ها گفتند او فرزند شهید بود گلوله ای دیگر پای دانشجویی را فلج کرد گلوله ای دیگر... و این گونه بود که برای اولین بار در تاریخ ایران دانشجو در امن ترین جای زندگیش محل خواب و آسایشش به خون میغلطید تظاهرات دانشجویان- استعفای وزیر علوم وقت- دیدار وزرا با دانشجویان و فریاد : «میکشم میکشم هرکه برادرم کشت » «توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد» چند روزی تظاهرات ادامه داشت. عکسها را میدیدی میگفتی انقلاب 57 است! گاز اشک اور، آتش وسط خیابان انقلاب! درگیری لباس شخصی ها و مردم و دانشجویان 23 تیر حربه اشک و حکومت نظامی و تمام! چندی بعد دادگاه رای تبرئه برای جانیان را صادر کرد... هیچ کس نتوانست بگوید آنهمه چماقدار با مجوز چه کسی وارد خوابگاه شدند!؟ مردم هم فراموش کرد بودند.. همین چندی پیش بود که برای تشویق یکی از عناصر اصلی این حملات مسعود ده نمکی به سمت دیدن فیلمش هجوم بردند!!! 10 سال گذشت... دانشجویان زخمی تر از همیشه... یکی یکی دربهای تشکل سیاسی دانشگاهها یعنی انجمن اسلامی بسته می شد. اخرین تیر و ضربه به پیکره جنبش دانشجویی غیر قانونی دانستن دفتر تحکیم وحدت(اصلی ترین پایگاه دانشجویِ) طیف علامه بود. جنبش بی رهبری ماند و انسجامش از همان 18 تیر بهم ریخته بود. از همان زمان که تحکیم وحدت دوطیف شد! دانشجویان دستگیر شده بسیاری ازاد شدند. اما بسیاری به اعدام و در نهایت با رایزنیها حبسهای طولانی مدت محکوم شدند! اکبر محمدی در طی دوران زندان به شهادت رسید! منوچهر محمدی و احمد باطبی علی افشاری و ... توانستند بعد از سالها تحمل زندان و شکنجه به آنسوی مرزها پناه برند و بسیاری که هنوز نامی از آنها نمیدانیم شاید در بند مانده اند! اما... درست 10 سال بعد بامداد 24 خرداد 88 بعد از یک کودتای نظامی علیه مردم! باز چماقداران از درو دیوار به کوی حمله بردند.. این بار هم زدندو بردند و کشتند.. خون ها به دیوار ها پاشیده شد. دانشجویان از طبقات بالاتر پرتاب شدند.. انگار هر 10 سال یکبار لازم است تکرار شود. حرمت دانشگاه که سال 32 و 39 شکسته شده بود حرمت خوابگاه هم 78 و 88 شکسته شد. این بار نه فقط کوی دانشگاه تهران که ضنعتی اصفهان و شیراز هم... 8 نفر فقط در کوی دانشگاه به شهادت رسیدند.. بسیاری دستگیر شده اند که هنوز آزاد نشده اند.. مجلس این بار هم دستور تحقیق و تفحص داد! تحقیق از چه کسی؟! از کسانی که یکبار دیگر هم جنایت کردند و تبرئه شدند!؟تحقیق از چه کسی؟ از کسانی که به نام علی میزنند و می کشند؟ از چه کسی میخواهند تفحص کننند ؟ از کسی که خود دستور قتل جوانان را صادر کرده؟ ضحاکی که هنوز از خوردن مغز جوانان سیر نشده؟! 10 سال گذشت... 10 سالی که تمامش ظلم به دانشجو بود و بس! اما این بار ....... 18 تیر از جنسی دیگر است.مردم این بار با دانشجویند. این بار دانشجو و مردم یک هدفدارند زنده کردن جمهوری! 18 تیر امسال بزرگداشتش به بزرگی ایران است عصر امروز ایران و جهان به یاد دانشجویان 18 تیر به پا میخیزند این بار دیگر نمیگذاریم جنایتکاران تبرئه شوند... دیگر نمیگذاریم دستهای خونینشان باز هم به خون جوانان بی دفاعمان آغشته شود. دیگر نمیگذاریم حریم امن و آسایش دانشجو مورد هجوم وحشیانه مغول صفتان قرار گیرد ما چماقهایشان را از دستهایشان در میاوریم .این بار چماق و توپ و تانک مسلسل دیگر اثر ندارد.. این بار اشک ها هم دیگر......... دوباره می سازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو میزنم اگر چه با استخوان خویش اگر چه صد ساله مرده ام به گور خود خواهم استاد که بر کنم دست اهرمن به ناله جانگداز خویش (نظرهای با ارزشتان را در دو پست پایینتر بگذارید لطفا) (این قسمت تقدیم به عزیزان در بندمان) من دلم میگیرد که قناریها را پر بستند که پر پاک پرستوها را بشکستند و کبوتر ها را آه کبوتر ها را... **** (این قسمت هم تقدیم به تمام حرمتهای مردمی این این مدت و همبستگی بزرگ فردا) در من اینک کوهی ، سر بر افراشته از ایمان است من به هنگام شکوفایی گلها در دشت باز بر می گردم و صدا می زنم: «آی! «باز کن پنجره را، «باز کن پنجره را- «- در بگشا «که بهاران آمد «که شکفته گل سرخ « به گلستان آمد! «باز کن پنجره را! «که پرستو پر می شوید در چشمه نور، «که قناری می خواند، -میخواند آواز سرور «که بهاران آمد «که شکفته گل سرخ به گلستان آمد!»
چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم خانه اش ویران باد! من اگر ما نشوم تنهایم تو اگر ما نشوی، - خویشتنی از کجا که من و تو شور یکپارچگی را در شرق باز بر پا نکنیم از کجا که من و تو مشت رسوایان را وا نکنیم من اگر بر خیزم تو اگر بر خیزی همه بر میخیزند من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی بر خیزد؟ چه کسی با دشمن بستیزد؟ چه کسی
پنجه در پنجه هر دشمن دون _ آویزد دشتها نام تو را میگویند کوهها شعر مرا میخوانند کوه باید شد و ماند رود باید شد و رفت دشت باید شد و خواند اما چیزی در درونم میگوید فردا روز دیگریست. با اینکه یکی از بستگان دائم میگوید مردم فردا نخواهند آمد!اما ایمان دارم مردم فردا گسترده تر از همیشه حضور خواهند داشت حتی اگر سرکوب شوند فقط امیدوارم تمام تلاششان را برای یک اجتماع بدون خشونت بکنند و حواسشان به نفوذیهای داخل جمع باشد. در ضمن از کسانی ه قصد عکس و فیلم گرفتن دارم خواهش میکنم از چهره افراد فیلم نگیرید که برایشان دردسر اضافی نشود و اما توصیه های بسیاری در سایتهایی که مسئول خبر رسانی برای فردا بودند موجود بود که متاسفانه با فیلتر شدنشان دسترسی به آنها سخت شده اگر تا شب توانستم به آنها دسترسی پیدا کنم توصیه های مهم را خواهم گذاشت یادتان باشد که ما همه با هم هستیم فردا همه مردم ایران یک صدا با دانشجویانی که هنوز زخم 10 سال بر تنشان مانده بود دوباره امسال در 24 خرداد وحشیانه مورد هجوم حیوانات انسان نما قرار گرفتند خواهند خواند: یار دبستانی من با من و همراه منی چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی حک شده اسم من وتو رو تن این تخته سیاه ترکه بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش خوب اگه خوب بد اگه بد مرده دلای آدماش دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه کی می تونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه یار دبستانی من با من و همراه منی چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه ترکه بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما در حال نوشتن مطلبی برای امروز بودم اما مسئله ای پیش آمد که همه چیز رو بهم ریخت! و وسط نوشتن همه چی رو پاک کردم چون مغزم کار نمیکرد نمیدونم چرا آدم نمیشم! چرا همیشه امیدوارم... چرا همیشه فکر میکنم این دفعه با دفعات قبل فرق میکنه و حتما تغییری هست! حالم داره بهم میخوره از بس خودم رو با آدمها وفق دادم که شده وظیفه ام!! هر کس از راه میرسه یه لگد بهم میزنه! از بس که خودم و بی ارزش کردم! مرده شور خودم و ببرن با این همه خریییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییت! روز پدر هم تمام شد! ایا فرزندان زندانیان دربند توانستند پشت میله های زندان ، پشت دیوارهای سنگین اوین صدایشان را به گوش پدران برسانند؟ فررندان حجاریان و تاج زاده و امین زاده در چه حالی هستند در حالیکه شنیده شده هر سه نفر در بیمارستان بستری شده اند! ایا امیدی به زنده ماندن آقا سعید ما هست؟ اگر زبانم لال طرح نافرجام ترور او در ۱۰ سال پیش با شکنجه های امروز به فرجام برسد راستی ایرانیان چه خواهند کرد؟ آیا این مدرک مستدلی برای جنایت بازجوی بزرگ نیست!؟ خدایا ۲۳ روز است که مردم ایران یک صدا فریاد میزنند تو بزرگی! خواهش میکنم زود تر از اینکه بزرگان ما زیر شکنجه به شهادت برسند بزرگیت را نشان بده و رسوا کن هر آنکه که نام تو را و معصومینت را لکه دار میکند! خدایا... ۳۰ سال به هر ترفندی سعی داشتند ما را از تو و دین و مذهب دور کنند اما این روزها شاهدیم که مردم بیش از پیش به دین گرایش پیدا کرده اند به طناب دینت متوسل شدند تا بشنوی صدای درد مندشان را. خدایا... ای خدای بزرگ آیا می شنوی؟ فریاد الله اکبر زندانیان را زیر شلاق و شکنجه؟ میشنوی صدای گریه فرزندان را؟ می بینی اشکهای ما ایرانیان را؟ خدایا تو خود شاهدی که این بار نه از یک طیف که از تمامی گروهها در راهپیمایی ها و اعتراضات به حقشان حضور داشتند اما آنها را به بدترین نامها خواندند .. ملت غیور همیشه در صحنه شان را اغتشاشکر نامیدند. رای و حضور حماسی ما را به نام خود دزدیدند خدایا تو شاهدی که فرزندان شهدای بزرگی چون باکری و همت و زین الدین هم این بار با مردم بودند و هستند اما به نام آنها فرزندان این خاک و بوم را.... خدایا دیگر توان نوشتن نیست... اشکهایم امانم نمیدهند... لحظه به لحظه یاد آوری ۲۳ روز توان نوشتن را از من میگیرد هرچند امیدم را نمیگیرد! جنگهای اسراییل و لبنان و فلسطین ۳۳ روزو ۲۳ روزبود.. دو قوم دو کشور دو مذهب متفاوت به جان هم می افتادندو شب و روز صدا وسیما تصاویری را پخش ، کام ما را تلخ و چشم ما را اشکبار میکرد. اما در این ۲۳ روز جز توهین به ملت ایران هیچ کاری نکرد. توهین به زنان و مردان و جوانان... خدایا همیشه شنیده ام تو از حق خود میگذری اما از حق الناس نمیگذری! پس یادت باشد حق ما را بگیر! نگذر... فریاد ما را بشنو.. الله اکبرهایمان دروغ نیست فریادیست که به آن باور داریم! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ * ایتالیاییها امروز برای همبستگی با ایرانیان یکپارچه سبز شدند ** خوب شد گردو غبار آمده بود نه؟ من یادم هست زمانی که تهران آلودگی شدید داشت و سه روز تعطیل مطلق بود در نقاط بالای شهر هم که آب و هوا به نسبت خوب است نمیتوانستی بروی و نفس درستی بکشی! اما چطور حالا که آلودگی از آن زمان بیشتر است این مسئله نیست نمیدانم!!! ادارات را تعطیل کنید و بگویید گردوغبار بود! ما که میدانیم.... ۱۸ تیر نزدیک است روزی که ................... مردم دانشجویان را تنها نگذارید ** راستش دوست دارم مهربانانه با سپاهیان صحبت کنم: سپاهیان عزیز خودتان خوب نگاه کنید به عکسها... از عکس ۴۹ به بعد تمام هموطنان من که شما آنها را اغتشاشگر نامیدید از چهره شان مشخص است که هیچ نسبتی با اغتشاشگران ندارند. اکثر صاحبان این عسکها گوشه ای ایتساده و به دور از راهژیامییها و درگیریهایی که بوده هستند. کنار مغازه یا در پیاده رو ! به راستی این چگ.نه اغتشاشی است که گوشه ایستاده اند؟ به چهره ایشان نگاه کن! جز مظلومیت چیزی در آنها میبینی؟ راستی خیلی دوست داشتم در بین این هفتاد و چند عکس عکس آن بسیجی که احتمالا(به گفته فرماننده بسیج) برای لکه دار شدن نام بسیج لباس بسیج بر تن کرده و کاملا اتفاقی کلاشینکف در دست دارد و بلای پایگاه بسیج به سمت مردم شلیک نموده را هم میدیدم اما دریغ از یک عکس! مردم شناسایی کنند یا نه همه میدانیم شما تا فیها خالدون تمام ایران را میدانید اما خودتان وجوانتان را به کار بیندازید و ببینید کدام یک از این عکسها شبیه اغتشاشگر است!؟ در روز مادر هدیه مادران جسدهای فرزندانشان بود و قدر دانی از روز زن ، به بند کشیدنشان و کشتنشان! در روز پدر هدیه پدران بی خبری از فرزندان و نا پیدا بودن اجسادشان است و قدر دانی از روز مرد، به حبس کشیدن و شکنجه و ... به نام فاطمه و علی چه جنایتها نکردند! و اینجاست که مظلومیت آنها بیش از پیش خود را نشان می دهد! سراسر ایران عید است!اما چه عیدی؟ عیدی که میدانیم بزرگترین مردان و رهپویان علی(ع) زیر شکنجه پرپر می شوند برای گرفتن بیعت با یزیدهای زمان و چه علی وار تن به این خفت و خواری نمی دهند! چه عیدی وقتی میدانم زینب ها و مهدی ها و فاطمه ها امروز گریانند و پدر را میخواهند و پدر شاید زیر شکنجه دزخیمان فقط فریاد میزند: "الله اکبر"! شاید حتی توان فریاد را هم از او گرفته باشند! آه! چقدر دردناک است بازگشت به صدر اسلام نه برای رسیدن به اسلام ناب محمدی که برای رسیدن به دوره جهالت و حکومت کفر! آن زمان ک بلال حبشی را بر سنگهای داغ میخواباندند و شکنجه میدادند و او فریاد میزد: "لا اله الا الله"! بلال حبشی ،یعمار یاسر ، سلمان فارسی و ... امروز ،سعید حجاریان، عبداله مومنی، محسن امین زاده، مصطفی تاج زاده، احمد زید ابادی،محمد علی ابطحی،بهزاد نبوی،محسن میردامادی.... وای که آنقدر زیادند که نمی شود نام برد.. روز مادر را در آتشی از خون و جنایت به نام فاطمه پشت سر گذاشتیم و روز پدر را در سایه فضای امنیتی شدید به نام ولایت علی آغاز کرده ایم.. چه بزرگ بود علی که ۲۵ سال حقش را از او گرفتند و دم بر نیاورد و چه کوچکند اینها که ۳۰ سال حق مردم را خورده اند و برای این حق خوری دست به هر جنایتی میزنند! چه بزرگ بود فاطمه که در برابر خلیفه ایستاد و بیعت نکرد و شهید شد! و چه کوچکند اینها که به نام او یکی یکی پهلوی فرزندانش را(فرزندانی بی دفاع) می شکنند و خود در هزاران وسائل امنیتی پوشیده اند که مبادا خراشی بردارند! و اما چه بزرگند علی های واقعی که تن به خفت نمیدهند و ایستادگی میکنند و چه بزرگند فاطمه های زمان ما، خون میدهند،فرزند می دهند اما از فریاد حق خواهیشان دست نمی کشند! خواهران و برادران عزیزم که این روزها پدران بزرگتان در بندند و مادرانتان در حبس! باور کنید این بزرگواران تنها پدر و مادر شما نیستند. ما را هم همراه خود بدانید. با اشکهایتان اشک ریختیم با دردهایتان درد کشیده ایم و برای آزادیشان تلاش میکنیم. و فریاد میزنیم "الله اکبر" چون فریاد رسی جز او نداریم! بزرگ زنان و بزرگ مردان سرزمینم! روزتان مبارک *پی نوشت1: چون روز زن را تبریک نگفته بودم امروز برای هر دو نوشتم! پی نوشت 2: این مطلب را بخوانید از اهانت کیهان و کیهان نشینان به استاد آواز ایران؟ از حجاریان و انتقالش به بیمارستان و شایعه به کما رفتنش؟ از دستورات جدیدی آیت الله شاهرودی برای شبکه های ماهواره ای و سایت ها؟ از هتاکی های بی حد و حصر فارس و کیهان و جوان و وطن امروز و ....؟ از دروغهای بی بدیل صدا وسیما؟ از.... واقعا چه می شود نوشت؟ لحظه به لحظه بر فضای امنیتی می افزایند. ترس و رعب و وحشت در مردم به وجود میاورند اما یادشان رفته جوانهای امروز جوانهاییند که بعد از انقلاب بزرگ شده اند. با دروغهای همین حاکمان پرورش پیدا کرده اند، تغذیه فکریشان فیلمهاو سریالهای متعدد ساخته شده در صدا وسیما، کتابهای تاریخ و معارف اسلامی مدارس بوده! یادشان رفته جوانهای امروز فرزندان همان پدران و مادرانی هستدکه ۳۰ سال پیش در برابر دیکتاتوری و خفقان ایتسادند و به پیزی رسیدند. یادشان رفته ۳۰ سال زمان کوتاهی برای فرامو شکردن هست! و مردم هنوز یادشان مانده چه کار کرند تا پیروز میدان شوند! آی کسانی که جوانان امروز را اراذل و اوباش میخوانید و اغتشاشگر میدانید اینها همان جوانانیند که شما پرورش دادید! پس دست مریزاد که در این سی سال جز اغتشاشگر چیزی به جامعه تحویل نداده اید! آی کسانی که همه بزرگان سابق دولت و نظام را عوامل بیگانه میدانید لعنت بر شما که ۲۶ سال اجازه دادید آمریکا عواملش را بر مسند قدرت بنشاند و شما هر جمعه فریاد زدید مرگ بر آمریکا اما نظامتان را آمریکا میگرداند! آی خبرگزاری فارس که بی شرمانه به دختران و زنان حامی مهندس موسوی بدترین اهانتها را میکنی ما چشم داریم و میبینیم که زنان فاحشه را از خیابانها جمع کرده بودید و در میان حامیان احمدی نزاد آورده بودید. برای زنی که هر شب تنش را میفروشد یک ماه تن نفروختن یعنی زندگی در بهشت! ما ایرانی ها تشخیص میدهیم آن دختری که در شب ننگین کودتایتان فریاد میزند: احمدی نزادو عشقه!! از چه قشریست! ما را خس و خاشاک نامیدید! ما را اراذل و اباش نامیدید! ما را اغتشاشگر نامیدید!ما را عوامل بیگانه نامیدید! ما را فاحشه هم بنامید!اما میدانید و میدانیم که از فرط خشم هتاکی میکنید که این کار فقط از بازندگان بر میاید! ما به شما لبخند میزنیم و پاسخ شما را نمیدهیم چون میدانیم مالک این خاک هستیم. ملت ایران ماییم وظن پرست و بیزار از بیکانه ماییم ،ایران برای ماست نه از آن شما و میدانیم و میدانید روزی دیر یا زود هم رای، هم پرچم و هم ایرانمان را از شما پس خواهیم گرفت! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ متن نامه ختر حجاریان و پاسخ آیت الله بیات زنجانی را دراینجا بخوانید. دیدار هاشمی رفسنجانی با خانواده دستگیر شدگان
بسمه تعالي «وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ» ملت عزيز و شريف ايران اسلامي و چگونه چنين نباشد حال آنکه علي رغم تمام سانسورهاي خبري، از محدوديت سايت هاي خبري گرفته تا تعطيلي روزنامه ها و دستگيري فعالين رسانه اي و سياسي و حتي قطع پيام هاي کوتاه، آگاهي عمومي و جهاني از وقايع اخير روز به روز در حال افزايش است، که خود نتيجه حرکت آگاهانه و همراه با متانت ملت بزرگ ايران است. اميد آنکه راه دفاع از حقوق مردم و حفظ عقايد ديني آنها مخصوصاً جوانان و حفظ جمهوري اسلامي همراه با درايت، متانت، آگاهي بخشي و آرامش و امنيت و استفاده از قانون اساسي به معناي واقعيش و بهانه ندادن به دست ستمکاران، ادامه يابد که استقامت شرط موفقيت است و چگونه چنين نباشد حال آنکه کانديدهاي معترض به مسئولين انتخابات و روند و نتيجه آن و نظر شوراي نگهبان همانگونه که در نامه حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي کروبي (دامت افاضاته و برکاته) و يا در بيانيه دوست مکرم، مؤمن و يار باوفاي امام امت (سلام الله عليه) جناب آقاي مهندس موسوي (دام عزه و توفيقه) آمده است؛ از نظر سياسي و قانوني مشروعيت دولت را مورد سوال قرار داده و آنرا نفي مي نمايند که نشانگر عدم اقناع آنان و توده زيادي از مردم از شبهات پيش آمده در انتخابات است که خود بواسطه کاهش پشتوانه و حمايت هاي مردمي، مي تواند موجب ناکارآمدي دولت گردد و ممکن است ادامه اش موجب مشکلات حقوقي و مدني شود. در پايان به تمام نيروهايي که بايد حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند تذکر مي دهم که هيچ فرمان و دستوري نمي تواند مجوّز و عذري براي تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصيت و ذنب لايغفر است ـ گردد که لاطاعة لمخلوق في معصية الخالق چه رسد به آنکه موجب ضرب و جرح و يا قتل گردد که مستوجب خذلان دنيوي و عذاب اخروي است. يوسف صانعي روی سخنم بامراجعی است که سکوت کردند. متاسفم که تا قتی به مردم برای حمایت از مبارزاتتان نیاز داشتید در کنارشان بودید تا آنها در کنارتان باشند و این بار که مردم به شما احتیاج داشتند فقط سکوت کردید هرچند سکوتتان هم با ارزش بود ولی چیزی نبود که مردم بخواهند. مردم ما انتظار نداشتند مراجعی که سالها در برابر ظلم ستم شاهی ایستادگی کردند اینگونه شجاعت را از دست داده به دنیا و مقام چسبیده باشند. روحانیت همیشه کفن پوشان صف اولیه تظاهرات مردم بود به یکباره چه شد که به مقام و منصب چسبیده و مردم را تنها گذاشته است؟ چه شد که تعالیم دینی را فراموش کرده و بی عدالتی ها را میبیند و سکوت میکند؟! آقایان آیات عظام از شما بیش از اینها انتظار میرفت. اتفاقاتی که در دوهفته اخیر رح داد چیزی بود فراتر از سالها مبارزه مردم و روحانیون و روشنفکران در برابر رژیم طاغوت! اما شما سکوت کردید! هیچ نگفتید. راهی جمع مردم نشدید. بیانیه صادر نکردید! وای بر ما که مرجعیتمان این اندازه ترس به دل داشته باشد. از چه ترسیدید؟ حصر خانگی؟ بریده شدن سهم بیت المال؟ مرگ؟ وای بر ما.. وای برما که پدران و مادرانمان دوشادوش شما ایستادند و انقلابی به پا کردند که عدالت در آن جاری باشد و ایرانیت و جمهوریت واسلامیت همسو وهمگام باشند و امروز میبینم در حالی که ما فرزندان بعد از انقلاب میخواهیم از یادگار پدران و مادرانمان که به یغما رفته و لکه دار شده است باز پسش گیریم و پاسداری کنیم، همان روحانیت به مردم پشت کرده. و وای بر شما که بزرگترین سرمایه را از دست دادید. باور کنید دیگر اگر استمداد بخواهید این مردم در کنار شما نخواهند ایستاد! باور کنید هنوز دیر نشده... باور کنید مردم هنوز روحانیت و مرجعیت را دوست دارند. باور کنید مردم هنوز باورهای دینی شان را بر همه چیز برتری می دهند. باور کنید هنوز میتوانید به مردم بپیوندید . تا دیر نشده! چقدر وقیحانه میخندند نه؟ راستی اگر میدونستم که نامه به خاتمی بنویسم و نفرستم و فقط درد دل خودم باشه و بعد فرداش خاتمی میره و با خانواده دستگیر شدگان دیدار میکنه و اینجورررررررررررر محکم صحبت میکنه زودتر مینوشتم. دلم خنک شد! گزارش کامل این دیدار رو در ادامه مطلب بخونید: بیانیه های موسوی در طول این 19 روز گذشته هر کدام دریچه جدیدی بود از شخصیت او. برای نگاه گذشته ام که با تردید بود عذر خواهی میکنم. بیانیه امروز برای من از همه بیانیه ها زیباتر بود. نمیدانم چرا؟ این بیانیه را با دقت بخوانید.. امیدوارم دشمنانش هم این بار درست بخوانند شاید تلنگری خوردند. وقتی دروغ پراکنی های رسانه های دولتی را می بینم دوست دارم از تک تک اینها بپرسم شما که همه افراد اولیه انقلاب را متهم به وابستگی به بیگانگان! در تدارک براندازی و ... مینامید و آنها را منحرف ا زخط امام میخوانید! خودتان در اویل انقلاب در طول سالهای مبارزه با شاه در سالهای جنگ در تما کارای بزرگ اجرایی کجا بودید؟ شمایی که به عکسهای یادگاری این بزرگوارارن با اما هم طعنه میزنید میشود بپرسم شما چرا همین عکسهای یادگاری هم ندارید؟ اصلا بگویید ببینم شما میدانید اما خمینی که بود؟ آیا او را برای یک بار هم از نزدیک دیده بودید؟ در کدام کتاب ؟ کدام نامه؟ کدام وصیت امام از شما نام برده شده است؟ اما در وصف کدام یک از شما حداقل یک جمله بیان کرده است؟ کجای دوران رهبری ایشان شما جایگاهیی داشتید که اینگونه به یاران اما تهمت میزنید ؟ همه ما میدانیم که شما دروغید. سراپا دروغ (متن کامل بیانیه 9 موسوی را در ادامه مطلب بخوانید) سلام دوستان عزیز و شب بخیر.چند پست پشت سر هم گذاشتم برای اینکه باید تمام بیانیه هایی که بعد از تایید انتخابات صادر شده را کامل میگذاشتم..میدانم از خواندنشان حوصله تان سر نمیرود. میدانم بسیاری خوانده اید اما باید همه جا باشد تا میتوانیم باید همه بگذاریم تا هرچه بیشتر خوانش شود. تایید انتخابات توسط شورایی که این بار تمام عدالت و اصولش را به طور کامل زیر پا گذاشته بود چیز غیر قابل پیش بینی نبود و این را موسوی عزیز میدانست که از همان روز اول وارد میدان دروغشان نشد و تن به خفت و خواری شمارش آرا نداد. متاسفانه اعتماد مردم که سالها بود نسبت به شورای نگهبان و دیگر ارگانهای دولتی و قانونی کم شده بود این بار بیش از همیشه کم شد و در واقع اکثریت مردم(با حفظ احترام برای آنهایی که رای و عقیده شان چیزی دیگر است) دیگر به عدالت شورای نگهبان و مرجعیت اعتماد ندارند. در این روزهایی که همه نگاهشان به سیاست بودو هست خبری شنیدم که آه از نهادم برداشت! خبر این بود: عمره دانشجویان و دانش آموزان دختر تعطیل شد (روی جمله کلیک کنید تا متن کامل خبر را بخوانید) باز هم زنان طعمه شدند. باز هم زنان.... چند لینک میگذارم که برایم قابل توجه بودند: گاف بزرگ خبرگزاری دولت از شمارش آرا عکسهایی از تعرفه های تا نخورده مورد شمارش! و دو لینک زیر برای کسانی که همه چیز را تمام شده میدانند!!!! بعد از این سالها هر روز خرداد است پستهای زیر شامل بیانیه ۱۵ کمیته صیانت از آرا مهندس موسوی،بیانیه محمع روحانیون مبارز، بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، بیانیه آیت الله طاهری،بیانیه مهم کروبی و نامه ای از طرف خودم به خاتمی است. بیانیه مجمع روحانیون مبارز را که میخواندم باور داشتم حاتمی نوشته. اولش بسیار خوب و آخرش باز .... آقای خاتمی عزیز... مرد بزرگی که دوستت دارم.. کسی که در تمام دورانی که شناختمت و طرفدارت بودم تو را با بزرگمرد سیاست ایران مصدق عزیز مقایسه میکردم و بعضا به اشتباه از سر نادانی تو را از او هم بالاتر میدانستم. باور کن امروز اگر این کودتا و دیکتاتوری ایجاد شده مقصر شمایی! با تمام رفتارهای اخلاقی!! که در طول سالهای ریاست جمهوری داشتی. با سکوت در برابر تمام رفتارهای غیر اخلاقی و غیر قانونی که دیدی و به مردم اعتماد نکردی! خاتمی عزیز.. هنوز دوستت دارم ! اما یکبار زمانی که علیه شیرین عبادی سخن راندی به تو نامه ای نوشتم و گفتم هنوز میتوانی مردم را برای خودت داشته باشی و یکبار امروز مینویسم که نا امیدم میکنی! نا امید از اینکه تو را قوی میدانستم. باور کن این روزها دیگر کسی دنبال مماشات و مسالمت نیست. دیگر وقتی هر چه رفتار مدنی انجام دادیم رفتاری وحشیانه دیدیم سکوت جایز نیست. تو و یارانت به جای همراهی با دیگر اصلاح طلبان میگویید: "اعتراضات خیابانی چاره کار نیست" میدانیم هر روز به خیابان رفتن خسته مان میکند. میدانیم هزاران خطر برای مردم وجود دارد. میدانیم تشنگان خون مردم از کظدن و بردن و کشتن هراسی ندارند. میدانیم نگران جوانان ایرانی! میدانیم دوست نداری کسی بمیرد. میدانیم برای همین نگرانی ۱۸ تیر را طوری رفتار کردی که آنهمه دانشجوی حامیت به تو پشت کردندو دشمنان قسم خورده ات شدند! همه اینها را میدانیم اما به خدا دیگر اخلاق در این سیاست کثیف بس است. در جایی که رقیبت تمام بی اخلاقی است.. در جایی که وقاحت از معنایش فراتر رفته پایان بیانیه مجمعی که عضو شاخصش شمایی چیزی جز دلسردی و روی گرداندن مردم از مجمع نیست. شاید من اشتباه میکنم. اما.... خاتمی باور کن هنوز دوستت دارم هنوز برایم مرد بزرگی هستی! اما دیگر نه میتوانم نه باور دارم که باید نامت را کنار نام مصدق بگذارم! نه، یکسان پنداشتنت با او دور از انصاف است. 
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
وی افزود در زمان خروج از این سردخانه پیکر صدها شهید را دیده است که در آنجا روی هم گذاشته شده بودند. این مادر داغدار می گوید با آنکه جنازه فرزندم را پیدا نکردم اما با دیدن آنهمه جنازه که رو هم دپو شده بود از هوش رفته ام و وقتی به هوش آمدم که در بیرون سرخانه و در ماشین بوده ام.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
متن كامل اين بيانيه را در ادامه مطلب بخوانید:
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
یک عضو شاخص جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که امامجمعه موقت این شهر نیز هست، در نمازجمعه اخیر با انتقاد شدید از مدعیان تندروی حمایت از رهبری، اعلام کرد که به علت ناراحتی از این وضعیت، تا اول محرم از هر گونه سخنراني، منبر، درس و اقامه نماز جمعه خودداري ميکند.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
سایت گرداب مربوط به سپاه در دو سری عکسهایی از مردم قرار داده و خواسته تا آنها را شناسایی کنیم و از آنها به عنوان اغتشاشگر نام برده.
ادامه مطلب
اینم بیانیه یکی از مراجع عظام! البته ببخضید با تاخیر چند ساعته شد! یک سفر چند ساعته به شهری داشتم و تازه رسیدم
در روزهاي گذشته همگان شاهد حمله به دانشگاهها و خوابگاه دانشجويان و ضرب و جرح، قتل و به زندان افکندن عده زيادي از فرزندان اين مرز و بوم بوده ايم تا جائيکه در آمار رسمي خبر از کشته شدن حدود بيست نفر و زنداني شدن بيش از هزار نفر داده شده است و همچنين شاهد پخش اعترافات برخي از زندانيان در رسانه هاي انحصاري بوده ايم که بر همه واضح است اين اعترافات حداقل به علت زنداني بودن متهمين و شرايط خاص آنها از نظر شرعي، قانوني و عقلائي هيچ گونه ارزشي نداشته و ندارد؛ لکن نبايد اينگونه ظلمها، آزار و اذيت ها، ترفندها، مکرها؛ دروغها و ... موجب يأس و نا اميدي در راه احقاق حق شرعي و قانوني و حاکميت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا اميدي از رحمت خداوند خود از معاصي و گناهان کبيره است؛ خلاف وعده نصر و پيروزي قرآن به مسلمانان نيز مي باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».
12/4/1388
10رجب المرجب1430
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
متن كامل اين بيانيه را در ادامه مطلب بخوانید:
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
یک روز و نیم است که آب بیشتر مناظق شهر ما قطع است!
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت
22:25 توسط ایرانی آزاد|
1-اعتصاب غذای اکبر گنجی و دیگر روشنفکران ایرانی و جهانی در جلوی سازمان ملل در نیویورک افغاز شد. چهره های سرشناس جهانی به این اعتصاب پیوسته اند
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت
21:18 توسط ایرانی آزاد| |
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت
21:0 توسط ایرانی آزاد|
سلام و عصر بخیر
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت
16:41 توسط ایرانی آزاد|
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت
11:16 توسط ایرانی آزاد|
منبع گزارش :سایت خبری تحلیلی روز-گزارشگر جلال کیهان منش
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت
9:1 توسط ایرانی آزاد|
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت
8:57 توسط ایرانی آزاد| |
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت
22:52 توسط ایرانی آزاد|
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت
22:49 توسط ایرانی آزاد|
پی نوشت: جان به جانمان کنند ایران مهمتر از احوالات شخصی است!!!! ژس بعد از دل نوشته قبلی مجبورم یه سری اخبار رو بنویسم!!!
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت
22:43 توسط ایرانی آزاد|
سلام.. آمدم ، خسته و ....
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت
19:39 توسط ایرانی آزاد| |
سلام دوستان عزیز
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت
15:34 توسط ایرانی آزاد| |
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت
0:9 توسط ایرانی آزاد| |
فیلم تشییع جنازه سهراب را دیدم و دیوانه شدم! فیلم شام غریبانی که دیشب اهالی محل در منظقه آپادانا برگزار کرده بودن و شمعهای روشنشان و الله اکبری که گوش فلک را پر میکرد را هم دیدم
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت
4:22 توسط ایرانی آزاد|
نوروز: پیکر پاک صدها شهید اعتراضات مردمی یک ماه اخیر در سردخانه ای در جنوب غربی تهران نگهداری می شود.
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت
23:31 توسط ایرانی آزاد| |
دل نامه زیبای فاطمه شمس همسر محمد رضا جلایی پور خواندنیست و اشک ریختنی.. جسارت این زنان که همدوش همسرانشان مبارزه میکنند و بیمی به دل راه نمیدهند ستودنی است. نامه دیروز خانم محتشمی ÷ور وامروز فاطمه شمس انسان را وادار به تحسین این زنان میکند. زنانی که همسرانشان آنسوی دیوارها زیر شکنجه تن به خفت اعتراف های ساختگی نداده اند و با نیوری ایمان و امید و اعتماد به مردم سخت ایستاده اند و این سوی دیوارها این شیر زنان فریاد میزنند و دادخواهی میکنند همگام وهمراه همسران و هم میهانانشان هستند و سکوت نمیکنند. افتخار میکنم به این زنان و مردان بزرگ سرزمینم.
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت
17:15 توسط ایرانی آزاد| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت
23:45 توسط ایرانی آزاد|
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت
23:37 توسط ایرانی آزاد| |
متن کامل نامه را در ادامه مطلب بخوانید
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت
23:10 توسط ایرانی آزاد|
دبيرخانه انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در نامهاي سرگشاده به آيتالله شاهرودي، رئيس قوه قضاييه ايران ضمن تاكيد بر جايگاه حقوقي وي به عنوان مدافع حقوق شهروندان و قانون اساسي از وي خواست در روزهاي پاياني دوران رياستش بر قوه قضاييه با پيگيري دقيق و قانوني و رسيدگي به تظلمات روزنامه نگاران بازداشت شده ، خاطرهاي خوش از خويش برذهن و ضمير اهل قلم و روزنامه نگاران بر جاي گذارد.
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت
22:59 توسط ایرانی آزاد| |
می گویند نماز جمعه این هفته تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی برگزار می شود. فیس بوک میرحسین موسوی (که از طرف حامیان وی ساخته و اداره می شود) از مردم خواسته که این هفته پشت سر او بایستند و نماز بخوانند. اگر این خبر درست باشد و مردم هم این کار را بکنند چه جمعیتی میشود جمعه! شاید رفسنجانی هم ............
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت
3:40 توسط ایرانی آزاد|
تقدیم به سهراب عزیز که در عنفوان جوانی در راه آزادی به شهادت رسید:
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت
1:0 توسط ایرانی آزاد| |
این روی سکه:
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت
1:9 توسط ایرانی آزاد| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت
0:16 توسط ایرانی آزاد| |
نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت
14:28 توسط ایرانی آزاد|
متن کامل نامه بی نظیر حجت الاسلام مهدی کروبی(شیخ عزیز اصلاحات) به آیت الله هاشمی شاهرودی رییس قوه قضاییه را در ادامه مطلب بخوانید.
نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت
14:20 توسط ایرانی آزاد|
نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت
2:55 توسط ایرانی آزاد|
آیتالله استادی: سخنان خودسرانه و کارهای بیهوده، خدمت به رهبری نیست، خیانت است!
نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت
2:40 توسط ایرانی آزاد|
وبلاگ عبدالجبار کاکایی را بخوانید.. مخصوصا پاسخش به خبرگزاری ایران و همینطور اخرین پستش تحت عنوان: به پسرم که بی گناه سیلی خورد
نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت
1:46 توسط ایرانی آزاد|
نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت
1:34 توسط ایرانی آزاد| |
نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت
14:5 توسط ایرانی آزاد| |
بامداد 18 تیر 78
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت
2:33 توسط ایرانی آزاد|
قسمتهایی از منظومه ناب آبی ، خاکستری ، سیاه زنده یاد حمید مصدق را اینجا مینویسم برای فردای زیبایمان:
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت
1:21 توسط ایرانی آزاد|
در استانه دهمین سال فاجعه 18 تیر دولت کودتا تمام تلاش خود را برای خنثی کردن برنامه های اعتراضی دانشجویان و مردم انجام داد. از تعطیلی دو سه روزه شهر به بهانه آلودگی( که همه میدانیم آلودگی در روزهای قبل از دوشنبه شدیدتر بوده و کسی تعطیل نکرد و فقط ترس از اعتصاب و همینطور اطلاع رسانی برای 18 تیر این ها را به وحشت انداخت) تا قطع مجدد سیستم پیامک ها، و صد البته کاهش سرعت اینترنت وعدم دسترسی به سایتهای فیلتر شده حتی با قویترین فیلتر شکنها.. انداختن پارازیت بر روی شبکه های خبری ماهواره ای و البته سخنرانی مکتوب! جناب ا.ن که خود را تمام تغییر میداند! و اتفاقا دوباره مثل سال 84 صحبتهای شیرینی میکند اما یادش رفته مردم ایران دیگر فریب نمیخورند و دروغهای او راباور ندارند!
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت
20:4 توسط ایرانی آزاد| |
خیلی احمقانه است که در این روها به دلتنگیهای شخصی بپردازم اما شرمنده میخوام این کار رو بکنم.
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت
0:56 توسط ایرانی آزاد| |
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت
0:35 توسط ایرانی آزاد| |
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت
11:12 توسط ایرانی آزاد| |
از کدام خبر بگویم؟
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت
0:40 توسط ایرانی آزاد| |
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم بیانیه مهمی در اعتراض به تایید انتخابات دهم توسط شورای نگهبان انتشار دادند که متن کامل آن را در ادامه مطلب میتوانید بخوانید:
نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت
20:18 توسط ایرانی آزاد| |
به خدا من تا نامه مینویسم تو وبلاگم اثر میکنه!!!
نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت
3:13 توسط ایرانی آزاد| |
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت
1:30 توسط ایرانی آزاد| |
یک رسوایی دیگر برای این دولت متقلب! اینجا را بخوانید
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت
0:27 توسط ایرانی آزاد| |
نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت
23:30 توسط ایرانی آزاد| |
نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت
0:31 توسط ایرانی آزاد|
نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت
0:21 توسط ایرانی آزاد| |
متن کامل بیانیه در ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت
0:20 توسط ایرانی آزاد|
پايگاه اطلاع رساني سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران: به دنبال تأييد صحت انتخابات رياست جمهوري دهم توسط شوراي نگهبان، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران با صدور بيانيه اي، موضع خود را در اين خصوص اعلام كرد.
نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت
0:14 توسط ایرانی آزاد|
متن کامل بیانیه را در ادامه مطلب بخوانید:
نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت
0:12 توسط ایرانی آزاد|
متن کامل بیانیه را در ادامه مطلب بخوانید:
نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت
0:2 توسط ایرانی آزاد|
متن کامل بیانیه را در ادامه مطلب بخوانید:
نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت
23:40 توسط ایرانی آزاد|

