دیروز فیلم Lord of war رو نشون داد که بازی بی نظیری از نیکلاس کیج رو دیدم و ایمان آوردم که هنرپیشه فوق العاده ایه بر خلاف نظر خیلی ها! و به این فکر کردم که چقدر میتونن یه فیلم رو زیبا بسازن و چه قدر دستشون برای تنوع سوزه بازه و .... و امشب خسته و مونده از سرکار اومدم ،یه سوزه هم برای پست امشب داشتم، اومدم شام خوردم و همینجوری تلویزیون روشن کردم و دیدم داره فیلم پخش میکنه ،نشستم تا ساعت بشه ۱۰:۲۰ که سریال مدیری رو نگاه کنم اما فیلم چنان من رو میخکوب کرد که سریال و فراموش کردم ،خستگی از تنم رفت و ... نمیدونم چی بنویسم در مورد فیلم ..آخه هر چی بنویسم کم نوشتم. تعریف فیلمش رو قبلا ها شنیده بودم اما واقعا انتظارش رو نداشتم. یک فیلم ساده..یک ارتباط غریب و یک عشق عجیب و رویایی... با خلق صحنه هایی به مراتب رویایی تر! واقعا این فیلمسازهای خارجی این همه خلاقیت و نبوغ رو از کجا میارن؟ اسم فیلمBefore sunrise بود. داستانش هم در مورد آشنا شدن یک پسر آمریکایی و دختر فرانسوی به طور اتفاقی در قطار و با هم بودنشون به مدت یک روز و شبش در وین! و عاشق شدنشون! و ارتباط بی نظیرشون بود. این فیلم فقط دیالوگ بود و هنر بازیگری. انقدر زیبا نقش آفرینی کردند که نمیتونم باور کنم که این دو واقعا اون حس رو نداشتند و داشتند فیلم بازی میکردن... تمام نگاهها،در آغوش کشیدن ها ،بوسه ها و حرفها همه و همه واقعی بود. واقعی واقعی..کم نظیر و برای نسل من! با هر دو شخصیت فیلم احساس نزدیکی داشتم اما با شخصیت زنش بیشتر. هردوشون ایده های زیبایی داشتند و خاص که واقعا بعضیهاش در ذهن من هم هست و نتونستم ونخواهم توانست اجرا کنم! یکی اززیباترین صحنه های فیلم جاییست که این دو بعد از گشت و گذار شبانه در کافه ای نشسته اند و روبروی هم به طور خیالی با دوستانشون تلفنی صحبت میکنند. یعنی دختر مثلا با دوست خودش حرف میزنه در حالیکه پسر روبروشه و داره نقش دوست دختر رو اجرا میکنه... و بر عکس.... این صحنه ناب بود. احساسات خودشون رو صادقانه و بی ریا گفتند و گفتند. یکی دیگه از صحنه های زیبا تنها شب با هم بودنشون در پارک بود. ماه کامل و عشق زیبای این دو و تقاضای دختر برای اینکه با هم س ک س نداشته باشند اونهم به این دلیل که قرار نبود دیگه همدیگر رو ببینند چون نمیتونستند و... دلیل دختر هم برای این خواسته این بود که بعدا نمیتونه تحمل کنه و میگه: این یک احساس زنانه است! و این دو به عشق بدون سکسشون زیبایی دو چندان میدن و روز بعد بعد از طلوع افتاب وقتی میخوان برای همیشه از هم جدا بشن به این نتیجه میرسن که نمیتونن همدیگر و نبینن و قرار میذارن دوباره همدیکر و در همون شهر ببینن! اول دختر پیشنهاد ۵سال بعد رو میده بعد یه سال و بعد میرسن به شش ماه!!!و ادامه فیلم در فیلمی به اسم Before sunset هست که هنوز ندیدم! خلاصه من هنوز تو فکر این فیلمم و باهاش خیلی خیلی خیلی حال کردم. به دو تا از دوستای عزیزم هم اس ام اس دادم که این فیلم رو فردا ببینن(تکرارش ) چون مطمئنم اونها هم خوششون میاد. امیدوارم هر کسی این فیلم رو ندیده بتونه ببینه چون واقعا فوق العاده است! وای من الان دلم میخواست تمام اون دیالوگها و بازیها رو باز ببینم و خودم باشم جاشون....هرچند که یه موقعهایی این حسها رو داشتم و این جرفها رو زدم. گاهی تو بعضی نوشته هام.بعضی درددلهام با خودم و تنهاییم و ..... ** اینجا بارون زیبایی میبارههههههههههههههه انقدر زیبا که نمیتونم وصفش کنم. صداش من و بد جور داره دیوونه و هوایی میکنه. فکر کنید یه فیلم خاص ببینی.. تو ذهنت به یه جاهایی سفر کنی و دلت برای خیلی چیزها تنگ بشه و بعد صدای بارون ..... به مشکلاتی برخوردم که از لحاظ روحی بهمم ریخت.و واقعا نه میتونستم بنویسم نه بخونم. و بعدش شرکت در جلسه تازگی باعث شد تهران برم و خب دیگه نمیشد به نت سر بزنم.. اما در این سفر باز به چیزهایی رسیدم که........................... و خوشحالم از تازه شدنم...ایندفعه نمیخوام از نشست تازگی بگم چون......اما میخوام از فیلمی بگم که دیدم. نویس انگلیسی یا فارسی نداشتمش و خب به زبان فرانسه هم که آشنایی نداشتم و فیلمی که داشتم اصل بود.تا اینکه ایندفعه در تهران گلناز این فیلم رو با زیر نویس فارسی داشت و من دیدم و دیدم که......
بلاخره بعد از یه سال فیلم پرسپولیس رو دیدم .دلیل انقدر دیر دیدن فقط این بود که با زیر
ادامه مطلب
در این روزهای عید هر روز شبکه ماهواره ای GEM فیلمهای زیبایی رو انتخاب کرده و میذاره متاسفانه بیشترشون رو از دست دادم اما دیروز و امروز دو فیلمی داشت که واقعا زیبا بودند.
نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت
0:14 توسط ایرانی آزاد| |
سلام و با عرض معذرت از تاخیری که داشتم.درست یه روز بعد از اسباب کشی به اینجا
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت
14:11 توسط ایرانی آزاد| |

