امروز روزی بود که کاندیدایی که برای ریاست جمهوری انتخابش کردم به استانمان میامد. من که از آخرین فعالیتم ۸ سال میگذشت حس عجیبی داشتم. ابتدا به سینما ۲۲ بهمن رفتم . آقای موسوی دیداری با فرهیختگان استان گیلان در سینما داشتند. ۴۵ دقیقه زودتر رفتم تا جای مناسبی پیدا کنم اما منتظر دوستانی بودم که به واسطه آنها دعوت شده بودم و در نهایت همراهی یکی از بچه های ستاد ائتلاف اصلاح طلبان وارد سینما شدیم و در ردیفهای آخر جا گرفتیم دیگر دوستان هم بعد از مدتی به ما اضافه شدند میرحسین موسوی و همراهانش در ساعت ۴:۱۲دقیقه وارد سالن شدند و از ۴:۱۵ جلسه با سرود ایران و تلاوت قران آغاز شد. ابتدا آقای هاتفی عضو شورای شهر و رییس ستاد مردمی آقای موسوی در رشت از پیشینه تاریخی گیلان کفتند و کشاورزی و ضررهای به وجود امده گفتند از جمله های خوب ایشان یکی این بود: در توسعه کشاورزی وضعیت گیلان اینگونه است که با اینکه درهاله ای از سر سبزی وجود درد در محرومیت نهفته است" و در انتها هم در مورد استان سبزمان گفتند:" آنچه در اعداد و ارقام است چیزی جز محرومیت و عقب ماندگی نیست" سخنران بعدی فرهاد مهرانفر فیلمساز معتبر گیلانی بود که به زیبایی ایشان هم از سابقه گیلان و تاریخش گفتند .ایشان گفتند " اسلام و ایران همیشه وامدار گیلان و گیلانی بوده" و به سابقه کیلانیان در مبارزات اشاره کردند و سپس به تعریف از آرمانشهری و اینکه ایرانیان در تمام دورانها دیدگاهی آرمانشهری داشتند و ارتباط آن با معماری پرداختند و در نهایت با این تعبیرهای زیبا تخصص مهندس موسوی که همان معماریست را با آرمانشهری مربوط کردند . من واقعا از سخنان ایشان لذت بردم. سپس آقای صیقلی نمانیده سابق مجلس و پدر سه شهید به روی سن آمدند و یکی از پرشورترین و محکمترین و تند ترین سخنرانیها را انجام دادند که با استقبال و تشویق حضار روبرو شد. ایشان با ذکر خاطرات متعدد از خانواده های شهید و دیدگاه های آنها و جانبازان و آزاده گان در این روزها تلویحا از دولت نهم انتقاد کردند . بعد از ایشان آقای نوبخت نماینده چهار دوره مجلس به حمایت از آقای موسوی سخنرانی کردند. سپس خانم دکتر حسین زاده سخنرانی کرده و مطالبات خود را به سرعت!! گفتند که بیشتر حول زنان و برابری جنسیتی و رفع تبعیض بود. آخرین سخنران آقای اسحاق راستی رییس ائتلاف اصلاح طلبان حامی موسوی بود که بیشترین تشویقها برای سخنرانی جذاب و مهیج ایشان بود .ابتدا از آقای خاتمی و رفتار ایثارگرانه و اخلاقیش گفتند و سپس حمایتشان از موسوی را اعلام کردند و در نهایت درخواتسهایشان را در ۱۳ مورد بیان کردند که بسیار مورد تشویق قرار گرفتند. میتوانید اینجا بخوانید بعد از ایشان قرار شد آقای موسوی چند دقیقه ای صحبت کنند که من و دوستان دیگر برای اینکه به ورزشگاه که محل اصلی سخنرانی آقای موسوی بود برسیم و جای مناسبی پیدا کنیم جلسه را ترک گفتیم. با سرعت به سمت ورزشگاه رفتم که چند خیابان آنورتر بود اما وقتی به نزدیکیهایش رسیدم با خیل عظیمی از جمعیت مواجه شدم. از ابتدا تا انتهای خیابان نامجو جایی برای پارک نبود حتی در کوچه ها. وارد خیابان منظریه شدم وضع به همین صورت بود. نهایت در انتهای یکی از کوچه های فرعی واقع در خیابان منظریه ماشینم را پارک کردم و تمام راه را دویدم تا به ورزشگاه برسم. وارد حیاط ورزشگاه که شدم صدها نفر را بیرون از سالن اصلی سخنرانی دیدم و گفتند که سالن پر شده و نمیشود داخل شد. هنوز چند دقیقه ای به ساعت ۶ یعنی ساعتی که شروع جلسه بود مانده بود. ازدحام در جلوی دربهای ورودی وحشتناک بود. خودم را به در ورودی رساندم . باید هرجور بود داخل میشدم. حتی به قیمت له شدن! دخترها جیغ میکشیدن .دم در اقایون مانده بودند در همین بین روسری از سرم افتاد دختر خانم چادری پشت سرم بود و تندی روسری رو گذاشت رو سرم گفت :"مگه مجبوری بری جلو که روسریت بیفته"!! حوصله نداشتم جوابش رو بدم. چند نفری آمدندبیرون و گفتند دارند خفه میشوند. به ازای هر یک نفر که میامد بیرون من یک نفر جلو تر میرفتم بلاخره خودم رو به انتهای سالن رسوندم. همزمان شد با پایان گرفتن سرود ملی. و بعد شعارهای جوانان در حمایت از موسوی. در عرض چند دقیقه با هر تقلایی بود خودم رو به نزدیکترین جا به موسوی رسوندم.دوربینم هم روشن کردم و از تمام مراسم فیلم گرفتم. . شعارهای داده شده این ها بودند" موسوی حمایتت میکنیم. سلام برخاتمی درود بر موسوی، ما دیگه گشت ارشاد نمیخوایم، دولت سیب زمینی نمیخواهیم( که کنایه از پخش سیب زمینی توسط دولت بود و البته رد کنارش کنایه ای هم به بیغیرتی و بی رگ بودن دولت نهم) سیاسی با غیرت همینه همینه(در هنگامی که موسوی به هویت ایرانی تاکید داشت) اقتصاد صدقه نمیخوایم نمیخوایم و ....." هیجان دختران و پسران جوان در سالن قابل تقدیر بود. شور و هیجانی خاص که من و یاد زمانی انداخت که ۱۸ سال بودم. اما امروز از آن هیجان خبری نبود. فقط چند جایی علی الخصوص قسمتی که در مورد کشاورزی صبحت میکرد نتونستم خودم رو کنترل کنم و همراه جمع جیغ کشیدم و دست زدم. این همه جوان باز هم امیدوار پا به عرصه انتخبات گذاشتند امییدوارم که امیدشان نا امید نشود! بعد از سخنرانی هم مردم موسوی و همراهانش را تا مسافتی طولانی همراهی کردند و حالت راهپیمایی و تظاهرات به خودش گرفته بود. شروعش هم با "ترانه یار دبستانی من " بود. استقالا مردم در خیابان هم بی نظیر بود. اینها مشاهدات خودم بود اما آقای موسوی صبح در دانشگاه برای جمعیتی بیش از ۵ هزار نفر سخنرانی کردند و پرسش و پاسخی برگزار کردند که اکثرا از این نشست راضی بودند و حتی از واژه عالی برای توصیف آن جلسه استفاده میکردند.گزارش این جلسه را هم میتوانیداینجابخوانید البته مصاحبه مطبوعاتی شان هم خالی از لطف نبود . خودم هم از صحبتهای امروزشان در سالن تختی خیلی خوشم آمد. تقریبا چیزی برای دولت نهم نذاشتند. خیلی دلم میخواست متن سخنرانی را ینجا بنویسم اما ترجیح دادم شمار و دعوت کنم به خواندن خلاصه گزارش اما حرفه ای و اما نکاتی که به چشمم آمد: *در جمع فرهیختگان تعداد زنان بسیار کم و در حد انگشت شمار بود این برای من جای بسی تاسف بود زنان گیلانی در بسیاری زمینه ها پیشرو بودند و هستند اما چرا تازگیها در عرصه اجتماعی و فرهنگی حضورشان کمرنگ شده نمیدانم. آیا به آنها فرصت نمیدهند یا خودشان خودشان را محروم از حضور کرده اند؟ *در زمانی که خانم دکتر حسین زاده سخنرانی میکردند با اینکه صحبتهای جالبی در مورد رفع تبعیض جنسیتی کردند اما تشویقها اندک بود. در حالیکه برای سخنرانان مرد برای اکثر جمله هایشان تشویق گسترده ای صورت میگرفت. این هم نشان از این داشت که مردها که اکثریت جلسه را داشتند حرفهای خانم دکتر حسین زاده را آنطور که باید شایسته تشویق نمیدیدند! چون از اشتغال زنان صحبت میکرد از فعالیت آنان در عرصه های احتماعی و قدرت و از اینکه باید بر اساس توانایی ها مدیران انتخاب شوند نه بر اساس حنسیت! خب مشهود بود که مردهای فرهیخته! تمایلی به شایسته سالاری ندارند. در واقع آنها شایسته سالاری را فقط در رقابت مردانه میخواهند نه رقابت بین دو انسان به نام زن و مرد! *آقای میرحسین موسوی و همراهان در هر دو جلسه ای که من بودم سر ساعت اعلام شده حاضر شدند که این از اتفاقات نادر در کشور ما هست. که من واقعا از این وقت شناسی و از احترامی که به مدعوین و مردم گذاشته شد لذت بردم ب*ه جرات میتونم بگم حدود ده هزار نفر جمعیت بود. عکسهای من فقط از یک زاویه است و نیمی از سالن مشاهده نمیشه. خودم هم باورم نمیشد این استقبال آن هم به معنای واقعی مردمی.بدون تبلیغات تلویزیونی بدون تبلیغات گسترده و بدون امکانات مناسب.. اما مردم آمده بودند. باز هم مردم انگار فهمیدند باید آمد و انتخاب کرد نه آنکه در خانه نشست و نظاره کرد در طول سخنرانی فقط یکبار آنهم درست در ابتدای سخنرانی موسوی شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد سر داده شد و بعد از ان دیگر کسی این شعار را نداد !!! با اینکه این یکی از مطالبات مهم و اصلی دانشجویان و حوانان است اما نمیدانم چرا انقدر مورد بی مهری در تبلیغات جناب موسوی قرار میگیرد آقایان با اینکه در ورودی جداکانه داشتند اما با زرنگی از در ورودی خانمها هم وارد شدند و برای همین بیشتر سالن را از آن خود کردند و یک سمت آنهم قسمت سکوها نصیب بانوان شد! این هم از نابرابریهای .... روی هم رفته جلسه امروز خوب بود و برای من یاد آور بسیاری تجربیات گذشته بود . و حس خاصی داشتم. 






نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت
1:23 توسط ایرانی آزاد| |

